ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٧ - ٢ پرورش يافتن انسانهايى نائل به رشد و كمال عالى انسانى با درجاتى مختلف
« شخصى از فرزندان زيد بن الخطاب مى گويد : جز اين نيست كه عمر بن عبد العزيز دو سال و نيم خلافت كرد و اين سى ماه است . پسر عبد العزيز از دنيا نرفت مگر اين كه [ چنين وضعى در جوامع مسلمين برقرار شده بود كه ] : گاهى يك نفر مال فراوانى را مى آورد و مى گفت : اين مال را بهر نحو كه صلاح بدانيد در رفع نياز فقراء به كار ببنديد . او بدون معطلى با مالى كه آورده بود برمى گشت ، زيرا كسى پيدا نمى شد كه نيازى بآن مال داشته باشد تا براى رفع احتياج او ، آن مال را بگيرند لذا با همان مال خود برمى گشت ، زيرا خداوند مردم را بوسيلهء عمر بن عبد العزيز بىنياز ساخته بود » [١] از اساسىترين عوامل اين بىنيازى در اقتصاد ، اين بوده است كه عمر بن العزيز با شدت هر چه تمام از اسرافگرى و كامكارى و مال اندوزى قبيلهء خود و ديگر تبهكاران جلوگيرى نمود . داستان ذيل را با دقت مطالعه فرماييد : « هنگامى كه عمر بن عبد العزيز اقدام به برگرداندن اموالى نمود كه از روى ظلم گرفته شده بود و اقدام به برگرداندن جوائزى كرد كه به بنى اميّه داده شده بود و همچنين آن مستغلاتى را كه آنان از گذشته به چنگ آورده بودند ، به بيت المال رد كرد و آنان ( بنى اميه ) را به فقر و فلاكت نشاند ، آنان از اين كار عمر بن عبد العزيز [ گرفتن اموال بنى اميه را كه از دورانهاى گذشته انباشته بودند ] داد و فرياد كردند ، سپس نزد عمر بن عبد العزيز رفتند و گفتند : تو بيت مال مسلمانان را خالى كردى [٢] و فرزندان پدرت را [ با مظالمى كه به بيت المال برگرداندى ] فقير ساختى و اين امر ( اموالى كه در دست بنى اميه
[١] مأخذ مزبور ص ١٠٦ .
[٢] آنچه كه در متن عربى آمده » اجلبت « است و اين بنظر صحيح نمى آيد . بعيد نيست كه كلمه در اصل » اخليت « بوده است كه بمعناى » خالى كردى « مى باشد و اين مناسبتر بنظر مى رسد ، زيرا عمر بن عبد العزيز مانند گذشتگان بيت المال را متراكم و انباشته نگاه نمى داشت و به نيازهاى مردم رسيدگى مى كرد .