ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٨ - ٣ شناخت عامل الهى بروز زمينهء سعادت در مسير حيات معقول كه پيامبر اعظم اسلام بود و آشنائى با اين رسول ربانى با توصيفات امير المؤمنين على عليه السلام
گاهى بر خر بىپالان سوار مى گشت و بر ترك خود ديگرى را نيز سوار مى كرد . گاهى كه پرده اى كه صورتهائى بر آن منقوش بود ، بر در خانه اش مى ديد ، نام يكى از زنهايش را مى برد و مى فرمود : اين پرده را از نظر دور كن ، زيرا وقتى كه در آن مى نگرم ، زر و زيور دنيا را بخاطرم مى آورد . پس پيامبر اكرم با قلب خود از اين دنيا اعراض فرمود و ياد آن را از نفس خود محو و نابود ساخت ، و دوست مى داشت كه زينت دنيا را از چشمانش ناپديد بسازد ، تا وسيلهء مباهات و افتخارى از دنيا را براى خود اتخاذ نكند و دنيا را براى خويشتن جايگاه قرار تلقى نكند و براى اقامت در آن اميدى نبندد . پس دنيا را از نفس خود خارج ساخت و آن را از قلبش برون نمود و از ديدگاهش ناپديد فرمود . بدينسان هر كسى چيزى را دشمن بدارد ، نگريستن به او و بياد آوردن آنرا هم دشمن مى دارد ، » [١] اين بود رابطهء آن برگزيده و محبوب خداوند سبحان با دنيا و مزايا و لذائذ آن . آيا با اين وضع هيچ انسانى خردمند در الهى بودن اين يگانه فرزند كامل آدم ابو البشر عليه السلام ترديد مى نمايد . اگر يك فرد يا جامعه اى را چنين انسان ربّانى نسازد ، چه چيزى و چه كسى مى تواند آن را اصلاح نمايد و انسانهاى آن جامعه را موفق به » حيات معقول « نمايد براى شناخت آن جامعهء پر از آشوب و طوفان و ضد و نقيض ، كه در دوران على عليه السلام مشاهده مى نماييم ، توجه جدى به چنين رسالتى ضرورت قطعى دارد .
دو - « خداوند متعال رسول خود را مبعوث فرمود با نور روشن و برهان آشكار و جادهء واضح و كتاب هدايتكننده . دودمان او بهترين دودمانها بود و سلسلهء انساب او بهترين سلسلهها ، داراى شاخه هايى معتدل و ميوه هايى دسترس . زادگاهش مكَّه و هجرتش به مدينه - جايگاهى كه ذكرش در آنجا اوج گرفت و صدايش گسترش يافت .
[١] خ ١٦٠ ص ٢٢٧ و ٢٢٨ .