ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٨ - ٣ وجود عنصر مخصوصى بنام مى خواهم در محور اساسى هر جامعه اى كه از انسانها تشكيل يافته است
دريافت آن موضوع بدون دخالت وسايط ديگر معمولا وقتى كه كتاب يا ميز يا قلم را بوسيلهء حسّ بينايى مى نگريم ، مى گوئيم : كتاب يا . . . را مى بينم و آن را درك مى كنم . اين بينايى ابتدايى را با اصطلاح تماشاگرى بيان مى كنيم ، باين معنا كه من درك كننده موضوعى را بدون كمترين تصرف در آن موضوع مورد تماشا و درك قرار دادهام . براى درك و دريافت جهان عينى و جهان درونى اين گونه بينايى محض منتهاى ايده آل معرفتى ميباشد ، يعنى نهايت مطلوب ما اينست كه اشياء برونى و درونى را آن چنانكه هستند مورد تماشا و درك قرار داده و يقين داشته باشيم كه آنچه را كه درك كردهايم ، خود آن است ، نه اين كه درك شده چيزى است مخلوط با خواص وسايل درك و تماشاى ما . ولى ما در جهان معرفت هرگز بچنين درك و تماشاى محض موفق نمى شويم ، اگر چه ضرورىترين و ايده آلترين آرمان ما ميباشد ، زيرا عامل دركى كه ما در اختيار داريم ، چه عوامل طبيعى مانند حواس طبيعى ما ، و چه عوامل ساخته شده با دست ما براى شناسايىهاى دقيقتر و اطمينان بخشتر مانند ميكروسكپ و تلسكوپ و ساير وسايل عالى ، هر چه باشد مانند دالانى براى عبور آن موضوع درك شده به ذهن ما ميباشد ، موضوع در حال عبور اين دالانها با وضع معينى از نظر كميت و كيفيت ، تعين پيدا ميكند . اگر پنكهء برقى در حال سرعت حركت از دالان چشم به ذهن ما عبور كند ، قطعا به شكل دايره عبور خواهد كرد و يا اگر هم خاصيت چشم تأثيرى در نمايش دايره اى پنكه نداشته باشد ، ذهن منعكس كنندهء ما ، آن را دايره منعكس خواهد كرد . دستگاه هايى كه براى بدست آوردن شناسايىهايى دقيقتر و عالىتر به كار ميافتند . با داشتن ماهيت و خواصّ معينى است كه براى بدست آوردن شناسايى عالىتر انتخاب ميشوند ، گرما سنجهاى معمولى براى نشان دادن درجهء حرارت تاثر معينى از خود نمودار مى سازد ، ولى آهن يا خاك يا آب آن تأثّر