ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٧ - ٣ وجود عنصر مخصوصى بنام مى خواهم در محور اساسى هر جامعه اى كه از انسانها تشكيل يافته است
انجام بدهد كه عبارت است از تنها زيستن هر يك از افراد جوامع مغرب زمين در تشكَّلهاى گوناگون .
٣ . عوامل و رويدادهاى محاسبه نشده كه به محاسبات منطقى مديريتهاى اجتماعى و متفكران عالى مقام وارد نمى شود ، مانند اكتشافات جديد در قلمرو تكنيك و علوم و جهانبينىهاى تحقيقى كه مولود بارقههاى فكرى نوابغ ميباشد .
در نتيجه اين عامل سوم هم كه با اصطلاح مى خواهم ( شامل انديشه و تمايلات هميت انسانى ) تعبير كرديم ، هشدار دهندهء مهمى براى جامعه شناسان است كه اعتبار و ارزش معلومات آنان را در نمودهاى عينى و چشمگير منحصر مى سازد و در حقيقت جز توصيف و تعريف از قلمرو و معلومات و استنتاجات محدود مشاهده معلول و حد اكثر بضميمهء عوامل نزديك و محسوس چيز ديگرى نخواهد بود .
٤ . عامل بازيگرى و تماشاگرى
٤ . عامل بازيگرى و تماشاگرى جامعه شناس در قلمرو جوامع
جامعه شناس در قلمرو جوامع اساسىترين آفت جامعه شناسى واقعى ، اين عامل چهارم است كه اگر از دخالت آن ، كاملا جلوگيرى نشود ، براى شمردن جامعه شناس حقيقى ، پنج انگشت يكدست ، اگر زياد نباشد ، كم نخواهد بود . نخست توضيح مختصرى در بارهء اين عامل بيان مى كنيم و سپس به اصل مسئله مى پردازيم . [١] مقصود از تماشاگرى در ارتباط معرفتى با يك موضوع ، عبارت است از درك و
[١] مقدارى از اين مبحث در گذشته مطرح شده است و اين مسائل بضميمهء آن بايد مورد بررسى قرار بگيرد .