ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥
زندگى نگشته و نخواهند گشت .
درست است كه پس از رفتن آل اميه و آل ابى العاص و آل مروان به زير خاك تيره ، همان جريان طبيعت بر آنان گذشت كه بر اجسام ابو ذرها و مالك اشترها و عمار ياسرها پس از ورود به مغاكهاى خود و همان بادها كه بر روى گورهاى تيرهء آنان وزيدن گرفته و گذشت ، بر فرازهاى اين هميشه زندهها نيز وزيد و رفت . قطرات باران و ديگر حوادث جوّى و خاكى بر همهء آنان و اينان بىكسان سرازير شد و كار خود را كرد ، ولى فرق بىنهايت است ما بين آن مردمى كه ارواح آنان بجهت پرستش ثروت و مقام و جاه مبدل به همان امور جامد گشتند و در همان تحجر يافت و آن ارواح بزرگ كه عشق به حق و حقيقت جاودانگى آنان را چنان تضمين نمود كه مبدل به جلوه اى از حق و حقيقت گشتند .
< شعر > هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق ثبت است در جريدهء عالم دوام ما < / شعر > اين جانب در ساليان گذشته يك رسالهء مفصلى در بارهء شخصيت اين انسان ساخته شده مكتب على عليه السلام با تكيه بر منابع معتبر نوشته بودم ، متاسفانه در انتقالهاى مكرر كتابخانه مفقود شد . در اين هنگام كه مشغول ترجمه و تفسير نهج البلاغه هستم و در اين تاريخ ( ٩ آبانماه ١٣٧٠ ) به تفسير كلام امير المؤمنين عليه السلام به ابو ذر غفارى كه در موقع تبعيد اين صحابى بسيار جليل القدر فرموده است ، مشغول بودم ، به تفاسير نهج البلاغه مراجعه نمودم ديدم تقريبا مناسبترين همهء آنها در بارهء آن قسمت از تاريخ ابو ذر كه به تفسير ما مربوط است ، شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد معتزلى است كه از مشاهير علما و فضلاى اهل سنت است ، مطالبى را كه در اينجا مى آوريم از شرح مزبور است كه ملاحظه خواهيد فرمود : « و بدانكه اكثر صاحبنظران و مؤلفان تاريخ حيات شخصيتها و دانشمندان اخبار و