ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٥ - دخالت موضعگيرىهاى خاص در جامعه شناسى
نمودهاى مورد بررسى را منهاى آن عقيده و ايده مورد مطالعه قرار بدهد .
اين نوع دخالت در شناخت نمودهاى يك جامعه بىشباهت به دخالت خصوصيتهاى موضعگيرى فيزيكدان در شناختهاى فيزيكى نيست . همه مى دانند كه اگر فيزيكدان يك حكم كلى در زمين ما در بارهء سقوط اجسام نمايد ، با موضع گيرى خاص ، يعنى او در زمين است و عامل سقوط اجسام در زمين يكى از عناصر موضعگيرى او را تشكيل داده و به نتيجهء مزبور رسيده است . مانند كسى كه مى گويد : فلان كوه را كه من ديدم بسيار مرتفع است ، مى دانيم كه نزديكى بآن كوه است كه اين تماشاگر را بآن نتيجه رسانيده است كه كوه را بسيار مرتفع بداند . و مانند تماشاگر ابتدايى به پنكهء برقى در حالت سرعت حركت كه خواهد گفت : من در بالاى سرم يا در مقابلم يك دايره مى بينم .
براى رفع خطر اين نوع دخالت كافى است كه بررسى كننده از يك جملهء كوتاه « براى من چنين مى نمايد » استفاده نموده و سيستم شناسائى را براى ديگران باز بگذارد . بنا بر اين ، مطلبى را كه دوركيم بعنوان نخستين و اساسىترين قاعدهء جامعه شناسى معرفى ميكند : « بايستى وقايع اجتماعى را ، شيء يا امرى جدا از متفكر بشماريم » [١] و ايتهد در توصيف تاريخ گيبون جملهء بسيار قابل توجه دارد ، او مى گويد « گيبون در بارهء بروز و اعتلاء و سقوط امپراطورى رم ، تاريخى خوب نوشته است ، ولى عينك قرن ١٩ به چشمانش . » يا اين عبارت كه « با وقايع اجتماعى مانند شيء بايد رفتار كرد » [٢] آرزو و توصيه ايست كه هرگز قابل تحقق نيست .
نوع دوم - دخالت ثانوى و آگاهانه در شناخت يك جامعه و تجزيه و تحليل آن است .
[١] قواعد روش جامعه شناسى - دوركيم ترجمهء دكتر على محمد كاردان ص ٣٨ .
[٢] همان مأخذ ص ٦٩ .