ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٠ - موضوع جامعه شناسى
بعنوان مقدمه اى بر جامعه شناسى مطرح مى نماييم ، و با كمال خلوص از متفكران مخلص التماس مى كنيم كه با دورى از هر گونه انگيزههاى خودخواهانه دنبال قضيه را گرفته و ما را و جامعهء ما را از محصولات عالى مغزشان برخوردار بسازند [١] .
پس از تمام شدن مباحث مربوط به مقدمه اى بر جامعه شناسى ، جامعهء دوران امير المؤمنين عليه السلام را نسبتا مبسوط مورد بررسى قرار خواهيم داد .
موضوع جامعه شناسى اين يك روش ضرورى علمى است كه دانشمندان و محققان ، هر يك از موضوعات جهان عينى را ، با نظر به تنوع چهرههاى گوناگون آن موضوع ، يا بجهت هدفهاى گوناگونى كه از بررسى آن موضوع منظور مى دارند ، تجربه نموده و براى هر چهرهء خاص ، يا هدف معين ، علم خاصّى را با قوانين و اصول مربوط تعيين مى نمايند .
مثلا علم فيزيك كه داراى موضوع كلَّى است ( مانند نمود اجسام يا هر پديده اى كه در جهان طبيعت نمودى داشته باشد ) با نظر به انواع فراوان چهرههاى آن موضوع كلى ، رشتههاى گوناگونى از شناسايى فيزيكى دست بكار مى شود ، همچنين كلمه و كلام در علوم ادبى . . .
[١] حقيقت اينست كه با توجه به بحرانها و طوفانها و تضاد و تناقضهايى كه در جامعهء دوران امير المؤمنين عليه السلام ديده مى شود و ما آنها را با كمال صراحت در سخنان آن حضرت و متن اصلى تاريخ اسلام مشاهده مى كنيم . ضرورى است كه براى تفسير و تحليل علل آن پديدهها و آشفتگىها ( و لو بطور نسبى ) با مقدارى از اصول زير بنايى جامعه شناسى آشنايى پيدا كنيم ، بلكه بتوانيم به مسائلى روشنايى پيدا كنيم كه از جهل ناگوار ما در بارهء آن علل بكاهد .