ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١١ - ٥ ظلم روانى يا روحى
حركت مى كند و نام آن را حيات مى نامد در صورتى كه نه مالك ارادهء خود ميباشد ، و نه طعم استقلال و آزادى حيات را مى تواند بچشد . اشخاصى كه راه درست انديشيدن را براى مردم جامعه مى بندند ، مخصوصا بوسيلهء شناخت رگ اغفال جوانان و تخليهء مغزى آنان ، راه را براى تفكر و فعاليتهاى منتج مغزى آنان سدّ مى كنند ، جنايتكارانى هستند كه نه تنها هشياران جامعه آنان را مطرود و ظالم تلقى مى كنند ، بلكه تاريخ فرهنگ آن جامعه ، سطرهاى سياه خود را اختصاص بآنان مى دهد و پرده را از روى مغالطهها و سفسطهها و شطرنج بازيهاى آنان را كه روى مهرههاى اصطلاحات فريبا انجام دادهاند بركنار نموده بار ديگر حقائق را بوسيلهء وجدانهاى پاك و عقول سليم انسانهاى برازنده نمودار خواهد ساخت . اين ظلم از دوران شيوع زندگى ماشينى از چشم ساده لوحان ناپديد گشته و اشتغالات بىامان و تكاپو براى تأمين زندگى مصرفگرا ، مانع از توجه به تجاوزات و ظلمهاى متنوع فكرى از راه تخليه مغز و تحريف اصول اساسى انديشهء صحيح گشته است .
اگر روزى فرا رسد كه صاحبنظران دلسوز به انسان و انسانيت ، به محاسبهء خسارات بىنهايتى كه از راه ظلم به انديشهء انسانها وارد شده و وارد مى آيد بپردازند ، در آن روز معلوم خواهد گشت كه خسارات مغزى خيلى بيش از خسارات مالى و اعتبارى و حتى جانى او بوده و ظلمى را كه بشريت از اين راه متحمل شده است ، بيش از تجاوز و تعدى بر ديگر شئون حياتى آن بوده است .
٥ . ظلم روانى يا روحى - اين سئوالات را با دقت شايسته مورد توجه و بررسى قرار بدهيم : الف - افراد بشر در ايجاد اضطرابات و تشويشهاى روانى به همنوعان خود ، تا چه اندازه مؤثر است ب - افراد بشر در ايجاد دو روئىها و اشاعهء آن در ميان مردم كه موجب اختلال روانى شبيه به خود ستيزى مى گردد ، تا چه حدّ دخالت دارد