ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٦ - ظلم بر امير المؤمنين على بن ابي طالب قبيحترين ظلمها است
شش سال نرسد ، آن همه سخنان حكمتآميز را در الهيات ، در حقوق ، در سياست مجتمع ، در اخلاق و در عموم عناصر فرهنگ انسانساز مطرح فرموده است . اگر خودكامگان دنيا پرست امان مى دادند ، اين فخر انبياء و رسل و اوصياء و اولياء و حكما ، رسالت خود را به جوامع بشرى ابلاغ مى فرمود ، آيا امروزه باز بشر در اين جاهليّت وحشتناك و در اين عرصهء تنازع در بقاء غوطه ور مى گشت نه ، سوگند به خدا ، نه سوگند به جمال و جلال حق و حقيقت . نقل شده است كه يكى از متفكران مغرب زمين گفته است كه : « متاسفانه مردم مغرب زمين ارزش كار معاويه را در جلوگيرى از اشاعهء اسلام نمى دانند ، اگر درست بينديشند خواهند ديد اگر معاويه مانع گسترش اسلام به وسيلهء على بن ابي طالب ( ع ) نمى شد ، على همهء دنيا را تحت سيطره اسلام قرار مى داد » بديهى است كه اين متفكر نماى مغرب زمين ، على بن ابي طالب عليه السلام و اسلام را نمى شناخته است ، زيرا على ( ع ) آن انسان عادل و عدالت گستر بود كه حتى تعدى به يك مورچه را در برابر مالكيت بر همهء دنيا محكوم فرموده بود . اين انسان بزرگترين حمايت كنندهء حق حيات شايسته و كرامت انسانى و آزادى مسئولانه و تعليم و تربيت و تساوى همگان در برابر قانون بود .
اين عظمت مربوط به دين اسلام بود كه على بن ابي طالب عليه السلام رسالت ابلاغ آن را بعهده گرفته بود . اگر اسلام دنيا را فرا مى گرفت بشر اين اندازه سقوط نمى كرد ، زيرا اسلام جامع همهء عظمتها و ارزشهاى مكتبها و اديان است بهر حال ، ما در اين مبحث در بارهء ماهيت و مختصات اسلام بررسى نمى كنيم . آنچه را كه در اين مبحث ، تعقيب مى نماييم : پديدهء ظلم و قباحت و وخامت آن است كه يكى از شديدترين درجات آن ظلم به بشريت است بوسيلهء ظلم به راهنمايان انسانيت .