ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٧ - ظلم و ظالم و مظلوم عدل و عادل و كسى كه در بارهء او با عدل رفتار شده است
اين مقدار مى فهمد كه قطعه اى از زمين را دگرگون كرده است ، و در واقع كار او تغييرى در مجراى آب يك جوى بوده است كه از اين راه تجاوز و تعدى بر حق كسانى صورت مى گيرد كه از آن آب ، بهره بردارى حياتى مى نمايند . اگر چنين شخصى توانائى فهم و درك ماهيت كار مزبور را نداشته و فقط به انگيزگى تلاش و كوشش ، آن را انجام داده باشد ، بديهى است كه موصوف به ظالم نخواهد بود ، و اگر توانايى بدست آوردن فهم و درك ماهيت و نتيجهء كار را [ كه موجب ضرر بر انسانها شده است ، دارا بوده ، و در اين مورد تقصير نموده باشد ] قطعى است كه هر اندازه آن ضرر با اهميتتر باشد ، به موصوف بودن به ظالم شايسته تر خواهد بود .
٢ . در كار فوق ماهيت كار را مى داند ، ولى ارزش آن را نمى داند ، يعنى نمى فهمد كه اين كار را كه انجام مى دهد ، ظلم است يا نيست در اين صورت هم اگر بتواند وصف ظلم بودن آن كار را بدست بياورد و در اين مورد تقصير كند و كار را كوركورانه انجام بدهد ، هر اندازه تأثير زشت آن كار بيشتر باشد ، جرم و خطاى او بيشتر خواهد بود .
٣ . يقين دارد كه كارى را كه انجام مى دهد ، صحيح و شايسته است ، و ظلم نيست ، در صورتى كه كار ناشايسته است . در اين صورت ، بدانجهت كه عمدا مرتكب ظلم نشده است ، موصوف به قبح فاعلى نمى باشد ، بدين معنى كه نمى توان گفت : چنين انسانى مجرم و ظالم است ، ولى اگر آن كار ناشايست اثر و نتيجهء قبيحى داشته باشد [ و به اصطلاح فقاهى ] اثر وضعى ناشايسته اى داشته باشد ، آن اثر وضعى دامنگير او خواهد بود .
٤ . مى داند كه كارى كه مى كند ظلم و تجاوز است و با اين حال مرتكب آن كار مى گردد ، اينست ظالم حقيقى كه بنا بر حكم بديهى عقل و وجدان بشر بطور عام و متن همهء اديان الهى و همه مكتبهاى اخلاقى و فرهنگهاى بوجود آورندهء تمدن ، يا محصول تمدن ، محكوم و ملعون و مطرود و خبيث است . آيات قرآنى با عبارت