ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٤ - اى مردم ، بياييد مرا براى اصلاح خودتان يارى كنيد
انسان وارسته از ماده و مقام بود كه فرمود : أما و الَّذى فلق الحّبة و برأ النّسمة لو لا حضور الحاضر و قيام الحجّة بوجود النّاصر ، و ما أخذ اللَّه على العلماء أن لا يقارّوا على كظَّة ظالم و لا سغب مظلوم لألقيت حبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكأس أوّلها و لألفيتم دنياكم هذه أزهد عندى من عفطة عنز [ خطبهء ٣ ] ( سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و روح را آفريد ، اگر گروهى براى يارى من آماده نبودند و حجت خداوندى با وجود ياران براى من تمام نمى گشت و نبود پيمان الهى با دانايان در بارهء عدم تحمل پرخورى ستمكاران و گرسنگى ستمديدگان ، مهار اين زمامدارى را بدوشش مى انداختم و انجام آن را مانند آغازش با پيالهء بىاعتنائى سيراب مى كردم ، در آن هنگام مى فهميديد كه اين دنياى شما در نزد من ناچيزتر است از اخلاط دماغ يك بز . ) و فرمود : و اللَّه لو أعطيت الأقاليم السّبعة بما تحت أفلاكها على أن أعصى اللَّه في نملة أسلبها جلب شعيرة ما فعلت ، و إنّ دنياكم عندى لأهون من ورقة في فم جرادة تقضمها ، ما لعلىّ و لنعيم يفنى و لذّة لا تبقى ، نعوذ باللَّه من سبات العقل و قبح الزّلل [ خطبهء ٢٢٤ ] ( سوگند بخدا ، اگر همهء اقاليم هفتگانه ( زمين را ) با آنچه در اين كيهان بزرگ است بمن داده شود كه خدا را با كشيدن پوست جوى از دهان مورچه اى معصيت نمايم ، نخواهم كرد ، و اين دنياى شما در نزد من ناچيزتر است از آن برگ [ ناچيز ] كه ملخى آن را در دهانش مى جود و مى خورد . على را با نعمتهاى دنيا كه رو به فنا است و با لذائذى كه رو به زوال است ، چكار پناه مى بريم به خدا از خفتن عقل و زشتى لغزشها ) .
بنا بر اين ، همهء تلاشها و تكاپوها و مشقتها و شكنجهها كه امير المؤمنين عليه السلام تحمل فرموده است ، براى به فعليت رساندن استعدادها و سرمايههاى عالى وجود انسان بود كه خداوند در درون آنان به وديعت نهاده است . او با كمال صراحت از پروردگار خود شنيد كه فرموده است : ( وَمَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً ) [ المائده آيه ٣٢ ] ( و هر