ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢١ - پيامبر اسلام ، خاتم الانبياء عليهم السلام ، و دين او خاتم الاديان و براى بشريت جاودانى است و بحثى در اختلاف احكام شرايع الهى
و اين گونه تغييرات شبيه بهمان دگرگونىها است كه در هر يك از شرايع بوسيلهء تغييرات عارض بر موضوعات و هر گونه مقتضيات و شرايط ديگر بوجود مى آيد .
قسم دوم - احكامى است كه بر دلهاى تزكيه شده و صفا يافتهء خود انبياء منعكس يا الهام مى شود كه بعنوان سنت پيامبر جزء شريعت تلقى مى گردد و همين قسم دوم از احكام هم مستند به ارادهء تشريعى خداوند سبحان ميباشد .
از اين مبحث روشن مى شود كه اعتراض اشخاصى مانند دنى ديدرو به اديان ، بدانجهت كه چرا خداوند يك دين براى همهء انسانها و در همهء دورانها نفرستاده است ، بر طرف مى گردد ، زيرا همان گونه كه ملاحظه شد متن كلى دين الهى يك دين است و خصوصيات مربوط به احكام ، ناشى از مختصات محدود و قابل زوال مصالح و موضوعات خود ميباشد . و همچنين با اين مبحث بىپايه بودن آن سخن كه برخى از فرقههاى بىاساسى در آورده و بطلان دعاوى خود را پشت آن مخفى كردهاند ، نيز اثبات مى شود آن سخن بىپايه اينست كه چون دين به تبع زندگى انسانها رو به تكامل مى رود ، و چون از زمان پيامبر اسلام قرنها گذشته و همه چيز تكامل يافته است ، پس مقولهء دين هم تكامل يافته و دين ما همان دين تكامل يافتهء اين دوران است مبحثى كه مطرح نموديم بىاساس بودن اين سخن را هم با كمال وضوح اثبات نمود كه دين الهى متكى به اصول ثابته در حيات بشرى است و آن اصول ثابته قابل تغيير و دگرگونى نمى باشد . با نظر به منابع اوليهء دين اسلام كه جامع همهء اديان الهى است ( قرآن ، سنت ، اجماع و احكام بديهى و ثابت عقل ) و با نظر به آن اصول كلى اين دين جاودانى كه محور اساسى خود را حيات شايسته در دو قلمرو ماده و معنى و دنيا و آخرت قرار داده است ، ابديت و شمول عام اسلام براى همهء اقوام و ملل آشكار مى گردد . در بارهء نبوت و انبياء و نبوت و رسالت پيامبر اكرم اسلام صلَّى اللَّه عليه و آله مباحثى متعدد و متنوع در اين مجلدات آمده است كه مطالعه كنندگان ارجمند