ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٣ - مطلب يكم
< شعر > * * * گفت راندم بيشتر من نيكبخت باز شد آن هفت جمله يك درخت هفت مى شد فرد مى شد هر دمى مى چسان مى گشتم از حيرت همى بعد از آن ديدم درختان در نماز صف كشيده چون جماعت كرده ساز يك درخت از پيش مانند امام ديگران اندر پس او در قيام [١] آن قيام و آن ركوع و آن سجود از درختان بس شگفتم مى نمود ياد كردم قول حق را آن زمان گفت النجم و شجر را يسجدان اين درختان را نه زانو در ميان اين چه ترتيب نماز است آن چنان آمد الهام خدا كاى بافروز اين عجب دارى ز كار ما هنوز * * * تو برون شو هم ز افلاك دوار و آنگهى نظاره كن آن كار و بار در ميان بيضه اى چون فرخها نشنوى تسبيح مرغان هوا * * * يوم دين كه زلزلت زلزالها اين زمين باشد گواه حالها كاو تحدّث جهرة أخبارها در سخن آيد زمين و خارها فلسفى گويد ز معقولات دون عقل از دهليز مى ماند برون فلسفى منكر شود در فكر و ظن گو برو سر را بر آن ديوار زن < / شعر >
[١] دريافت افعال و اذكار كائنات در تسبيح و سجده و قنوت را مى توان با حالت شهود ناشى از تصفيهء درون مشاهده نمود ، شهودى را كه مولوى در اين ابيات به دقوقى نسبت داده است ، مى تواند توضيحى در اين مورد بوده باشد .