ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١ - آنان ترا سدّ راه خودكامگيهاى خود ديدند و از رسالت تو براى ايجاد جامعهء سالم وحشت زده شدند
پروردگار ما مى داند كه ما قطعا براى شما فرستاده شدهايم ، و نيست براى تكليفى جز ابلاغ آشكار . [ مردم تبهكار آن آبادى ] گفتند : ما به آمدن شما فال بد زدهايم ، اگر دست از تبليغ بر نداريد ، قطعا شما را سنگسار مى كنيم و براى شما عذابى دردناك از ما اصابت خواهد كرد . [ آن رسولان گفتند : ] فال بدى كه شما زدهايد با خود شما [ ساختهء تخيلات شما ] است اگر حق را متذكر شويد ، بلكه شما مردمى ، هستيد اسرافگر ) بعضى از گردانندگان جامعهء اسلامى در آن زمان هم به ابو ذر [ كه پيامبر اسلام او را مسيح بن مريم ( ع ) اين است خوانده بود ] چنين گفتند كه : اگر دست از تبليغ حقائق اسلام برندارى ، ترا تبعيد مى كنيم و از مزاياى حقوق حيات محرومت مى سازيم ، پاسخى كه در حقيقت ابو ذر به آنها داد ، همان بود كه ساحران فرعونى پس از ايمان آوردن به خداى موسى و هارون عليهما السلام [ كه تهديد به قتل را از فرعون شنيدند ] به فرعون دادند كه هر حكمى كه در بارهء ما صادر كنى و هر شكنجه و نوع قتلى كه در بارهء ما روا بدارى ، مربوط به زندگى دنيوى است و مى گذرد ، ولى از همين مسير به لقاء اللَّه و ايام اللَّه و رضوان اللَّه مى شتابيم [١] . اين يك حقيقت است
[١] ( قالَ آمَنْتُمْ لَه قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّه لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ وَلأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ وَلَتَعْلَمُنَّ أَيُّنا أَشَدُّ عَذاباً وَأَبْقى . قالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلى ما جاءَنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَالَّذِي فَطَرَنا فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ إِنَّما تَقْضِي هذِه الْحَياةَ الدُّنْيا . إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنا لِيَغْفِرَ لَنا خَطايانا وَما أَكْرَهْتَنا عَلَيْه مِنَ السِّحْرِ وَالله خَيْرٌ وَأَبْقى ) ( طه آيات ٧١ تا ٧٣ ) ( فرعون به آن ساحران گفت : آيا به موسى ايمان آورديد پيش از آنكه من بشما اذن دهم ، قطعا موسى دستهء شماست كه سحر را به شما تعليم نموده است ، من حتما دستها و پاهاى شما را بطور خلاف ( دست راست با پاى چپ و بالعكس ) مى بّرم و شما را از شاخههاى نخل به دار مى زنم ( در نتيجه قطعا ) مى فهميد كه كدام يك از ما مبتلا به عذاب شديدتر و پايدارتريم ( ساحران فرعون ) گفتند : يا ترا ( و خواستههاى ترا ) هرگز بر آن دلائل روشنى كه براى ما رسيده است و بر آن خدائى كه ما را آفريده است ، برترى نخواهيم داد ، هر حكمى كه در بارهء ما بخواهى صادر كن ، زيرا جز اين نيست كه حكم تو فقط در اين زندگى دنيوى است ما بخدايمان ايمان آوريم ، باشد كه خطاهاى ما و آن سحرى را كه با اكراه و سلطه گرى تو در برابر موسى انجام داديم ، ببخشيد و خداست بهتر و پايدارتر از همه چيز ) .