ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٨ - مطلب يكم
مى كنند لذا اينان بحكم ضرورت و الزام درونى تسليم و خاضع خدا ميشوند نه با علاقه و اختيار .
مطلب دوم
مطلب دوم - مقصود از ظلاله ( سايههاى آن ) در آيهء ٤٨ از سورهء النحل و ظلالهم در آيه ١٥ رعد چيست آيهء مزبور چنين است : ( أَ وَلَمْ يَرَوْا إِلى ما خَلَقَ الله مِنْ شَيْءٍ يَتَفَيَّؤُا ظِلالُه عَنِ الْيَمِينِ وَالشَّمائِلِ سُجَّداً لِلَّه وَهُمْ داخِرُونَ . ) ( آيا نديدهاند آنچه را كه خداوند آفريده است سايههاى آن از راست و از اطراف ديگر برمى گردد در حال سجده به خدا و آنها در حال خضوع و تسليم مى باشند . ) ( وَلِلَّه يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ ) ( و بخدا سجده مى كند هر كسى كه در آسمانها و زمين است - اختيارا يا الزاما - و سايههاى آنها صبحگاهان و شامگاهان ) ظهور سايه كه ناشى از قرار گرفتن جسم عائق ( مانع از نفوذ ) روشنايى در برابر جسم نورانى است از مختصات عالم اجسام است ، همان گونه كه نمايش هلال و بدر ماه ، ناشى از موقعيتهاى خاص اين جرم باكرهء زمين ميباشد . و حدوث شب و روز و فصول چهارگانه نيز معلول قرارگرفتن خورشيد و كرهء زمين در موقعيتهاى خاص است . همان طور كه مى توان تسليم و خضوع و تسبيح و سجده را به منشأ بروز آن موقعيتها و مختصات نسبت داد ، مانند حركت زمين دور خورشيد كه موجب بروز روز و شب مى گردد ، همچنين مى توان آنها را به روز و شب ( روشنائى و تاريكى ) نيز نسبت داد ، زيرا اين دو پديده هم در عرصهء ملك و سلطه و حيطهء مشيت خداوندى بروز مى كنند ، لذا مى توان گفت : همهء سايهها ، روشنايىها و سايه روشن بطور مستقل در حال تسليم و تسبيح و سجده به خدا هستند و هم علل و منشأ اصلى آنها .
مطلب سوم
مطلب سوم - معناى تسليم كه همان قرار گرفتن يك موجود در اختيار موجود ديگر است و اسناد آن بهمهء موجودات عالم هستى در برابر خدا قابل درك همگان و آسان