ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٤ - نتيجهء چهارم
خود ريشه كن كند ، از مال و مقام پرستى هم [ كه با گسترش فتوحات و جهانگشايى نه انسانسازى ] ، اشباع شود ، چه محصولى را بوجود مى آورد . يعنى جاى شگفتى نيست كه امير المؤمنين را از عرصهء انسان سازى در مسير « حيات معقول » خارج كرده و او را به زير خاك بفرستند تا معاويه اى بيايد كه زمامدار دوم عمر بن الخطاب او را « كسراى عرب » [١] لقب داده بود و هم در دوران او بود كه سكه اى زده و در آن عكس يك عرب نقش شده بود كه شمشيرى به كمر بسته بود . [٢] جملهء ضحاك بن قيس در اين مورد بسيار جالب است . هنگامى كه ضحاك مى خواهد مرگ معاويه را اعلان كند مى گويد : « معاويه پناهگاه عرب بود » [٣] ترديدى نيست كه چنين شخصيتهايى و چنان مردمى كه در نتيجهء تبليغات مستمر آنان به درد بيدرمان نژادپرستى و قبيله گرايى و پرستش مال و مقام مبتلا شده بودند ، شخصيتى مانند على بن ابي طالب عليه السلام مطرح نبود ، [ مگر به اقليتى اسف انگيز ] تاريخ هرگز فراموش نخواهد كرد كه هدف اعلاى آن حضرت از تصدى زمامدارى چه بوده است و او با چه ديدى به مردم مى نگريسته است و مردم از وى چه مى خواستهاند . او مى فرمايد : الف - « بيعت شما با من يك پديدهء ناگهانى و محاسبه نشده نبود ، و امر من با امر شما ( هدف من با هدف شما ) يكى نيست . من شما را براى خدا مى خواهم شما مرا براى خودتان مى خواهيد » [٤] يعنى شما مرا براى رسيدن به مقام و جاه و ثروت دنيا و اشباع خواستههاى طبيعى حيوانى مى خواهيد ، من شما را بعنوان موجوداتى تلقى مى كنم كه مى توانيد در
[١] تاريخ الخلفاء سيوطى ص ١٩٥ .
[٢] البدايه ج ٨ ص ١٤٣ نقل از مقتل الحسين - عبد الرزاق مقرم ص ١٢١ .
[٣] البدايه ج ٨ ص ١٤٣ نقل از مقتل الحسين - عبد الرزاق مقرم ص ١٢١ .
[٤] خطبهء ١٣٦ ص ١٩٤ .