ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٧ - با اين حال شناخت مردم جامعه در بارهء شخصيت الهى پيامبر اكرم و عظمت اسلام مختلف بود
و به آن عمل مى كند و مى گويد : من از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم چنين شنيدهام . پس اگر مسلمانان بدانند كه او خطا كرده و تغييرى در آن داده است ، از او نمى پذيرفتند ، و خود او هم اگر مى دانست كه در حديث خطا كرده است ، آن را مردود مى ساخت .
٣ . اهل شبهه - و قسم سوم مردى است كه از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم چيزى را شنيده است كه بآن امر فرموده ، سپس از همان چيز نهى فرموده است ، ولى اين شخص نمى داند كه آن حضرت از آن چيز نهى فرموده است . [ بالعكس ] يا شنيده است كه آن حضرت از يك شيء نهى فرموده ، سپس بهمان چيز امر فرموده است ، ولى اين شخص نمى داند ، پس منسوخ را حفظ نموده و ناسخ را حفظ نكرده است و اگر مسلمانان مى دانستند كه آن نهى منسوخ شده است ، آن را ردّ مى نمودند .
٤ . راستگويان و حافظان - قسم چهارم - كسى است كه نه به خدا دروغ بسته است و نه به رسول خدا . دشمن دروغ است بجهت ترس از خدا و تعظيم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم . خطا نرفته ، بلكه آنچه را كه شنيده است ، كاملا حفظ نموده و همان گونه كه شنيده نقل نموده ، نه در آن اضافه كرده و نه از آن كم نموده است . او ناسخ را شنيده و بآن عمل كرده و منسوخ را حفظ كرده و از او دور شده است . او خاص و عام و محكم و متشابه را شناخته و هر يك از آنها را در وضع مخصوص بخود قرار داده است .
گاهى مى شد كه سخنى از پيامبر اكرم صادر مى شد كه داراى دو وجه بود : كلامى خاص و كلامى عام . گاهى اين گونه سخن را كسى مى شنيد كه مقصود خدا و رسول خدا را از آن سخن نمى فهميد لذا آن شنونده بدون شناخت مقصود و هدف معناى كلام پيامبر ، آنرا تفسير و توجيه مى نمود . و همهء اصحاب پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم كسانى نبودند كه از او مى پرسيدند و مى فهميدند ، حتى گاهى از آنان كسانى بودند كه دوست