ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٥ - با اين حال شناخت مردم جامعه در بارهء شخصيت الهى پيامبر اكرم و عظمت اسلام مختلف بود
را با تفهيم جدى و مستمر رسالت آن و محتواى در مسير تكامل قرار بدهند .
ولى همان گونه كه از منابع معتبر تاريخى برمى آيد ، چنين حركتى مشاهده نمى شود .
اصول عقيدتى و اخلاقى و فقاهى اسلام كه هر روز به تفسير و تحليل بيشترى نيازمند بود ، به همان وضع اولى برقرار بود . بلكه با توجه به علاقهء شديدى كه بعدها به كشورگشايى [ بجاى انسان سازى ] مشاهده شد ، عدم پيشرفت در گسترش رسالت و محتواى آن موجب برگشت به مراحل قبلى نيز شد . مگر شيوخ بنى اميه نمى دانستند كه قوم و خويش بازى و از بين بردن بيت المال مسلمين در راه خودكامگيها و نژادپرستى و غير ذلك را اسلام محو و نابودى ساخته است آرى ، كاملا مى دانستند آن شخصى كه مى گويد : من وحيى را كه پيامبر اكرم را نازل مى شد ، مى نوشتم ، او آن تباهىها را نمى دانست قطعا مى دانست ، اما چه بايد كرد كه < شعر > و تنبهّت للَّتى هى أشقى و الهوى للقلوب أقصى شقاها < / شعر > [١] ( و من بآن وضع روحى انسان كه موجب شقاوت نهائى او مى گردد آگاه شدهام ، اين هوى و هوس است كه نهايىترين شقاوت براى دلها است ) يكى ديگر از عوامل انحراف در فهم محتواى رسالت عظماى پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم ، تفسيرها و بهره بردارىهاى گونه گون از سنت پيامبر اكرم بود كه امير المؤمنين عليه السلام در خطبهء ٢١٠ بيان فرموده است : اين سخنان را موقعى فرمودند كه كسى از آن حضرت در بارهء روايات بدعت و اختلاف مردم در نقل خبر از پيامبر خدا از آن حضرت سؤال كرد .
در دست مردم [ انواعى ] از حق و باطل و راست و دروغ و ناسخ و منسوخ و عام و خاص و محكم و متشابه و محفوظات [ حقيقى ] و توهمات وجود دارد . در دوران
[١] ديوان شيخ كاظم ارزى - هائيهء معروف .