ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٢ - نظريهء دوم
نشان مى دهد كه چه انسانهاى با عظمتى كه از اين زمينهء نورانى استفاده كرده و بوسيلهء اسلام به رشد و كمال انسانى نائل گشتند كه هر يك از آنها به تنهايى مى توانستند نمونه اى بارز از خليفة اللَّه در روى زمين بوده باشند ، و چنان مردانى كه اگر در هر برهه اى از تاريخ بشرى قرار مى گرفتند ، مى توانستند بعنوان عاليترين انسان آن برهه از تاريخ محسوب شوند .
مانند سلمان فارسى ، ابو ذر غفارى ، مالك بن الحارث الاشتر ، عمار بن ياسر ، اويس القرنى ، بلال الحبشى ، ميثم التمّار ، مقداد بن اسود ، صعصعة ، حجر بن عدى ، قيس بن سعد بن عباده ، ابو الهيثم مالك ابن التيهان ، خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين و ابو ايوب انصارى و غيرهم .
اين كه مى گوييم : زمينه براى بروز يك جامعهء فاضله [ كه همهء انبياء و حكماى بزرگ قرون و اعصار آن در مدينهء فاضله ناميده و آن را با عظمتترين آرمان حيات انسانها در روى كرهء خاكى مى دانستند ] براى اينست كه مدينهء فاضله آن گاه واقعا تحقق پيدا مى كند كه همهء مردم يا اكثريت قريب به اتفاق آنان به رشد و كمال انسانى نائل شده باشند و چنين رشد فراگير در جامعهء انسانهايى كه اكثريت آنان را هوىپرستان و لذتگرايان و شهوترانان تشكيل مى دهند ، اگر محال نباشد ، بسيار بعيد مى نمايد . از طرف ديگر رشد و كمال حقيقتى است كه بايد با اختيار و انتخاب آزاد خود مردم باشد . و هيچ رشد و كمالى با اجبار امكانپذير نمى باشد . و بديهى است كه وصول شخصيت آدميان بآن حدّ از توانايى كه قدرت « نظاره و سلطه بر دو قطب مثبت و منفى كار را در مسير خير » بدست بياورند و كار را بىاختيار كامل انجام بدهند ، جريانى است بس دشوار ، بهمين جهت است كه گفته مى شود : اگر ديديد در هر قرنى براى شمردن انسانهاى كامل ، انگشتان دست شما ( ١٠ انگشت ) تمام شده و شما هنوز مشغول شمردن هستيد ، بدانيد كه شما به ضعف باصره مبتلا هستيد ، يعنى شمارهء انسانهاى كمال يافته در هر قرنى از شمارهء انگشتان دست يك انسان تجاوز نمى كند . اين سخن ويكتور هوگو مقدارى مبالغه دارد ، و مبالغه تر از آن