ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠١ - نظريهء دوم
مضطرب بودند . عوامل هلاكت آنان را به سقوط مى راند و قفلهاى ضلالت بر دلهاى آنان بسته شده بود . » [١] يازده - « سپس خداوند سبحان محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم را بر مبناى حق برانگيخت ، در آن هنگام كه دنياى مردمى كه در جاهليت مى زيستند به پايان رسيده و انقراض دوران آنان روى آورد . و شكوفائى حياتشان پس از روشنايى [ دوران اديان حقهء الهى ] به خمودى و تيرگى گراييده بود . اهل آن جوامع بر پايه اى سخت از ناگواريها ايستاده و عرصهء زندگى آنان خشن و ناهموار گشته بود . . . . » [٢] دوازده - « خداوند پيامبر عظيم الشان خود را با روشنايى رسالت فرستاد و او را در گزينش براى پيشوايى بر همه مقدم داشت . و امور مختل شدهء زندگى آنان را اصلاح فرمود و بوسيلهء رسول خدا آن مردم را كه همواره غالب بودند در هم شكست و سختى را بوسيلهء آن بزرگوار رام نمود تا آن گاه كه گمراهى را از راست و چپ جادهء حق دور ساخت . » [٣] اين بود خلاصهء كلى از دوران جاهليت كه با ظهور خورشيد رسالت پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله و سلم به پايان رسيد و زمينه براى بروز يك جامعهء فاضله كه همهء انبياء و حكماى بزرگ قرون و اعصار آن را مدينهء فاضله مى ناميدند آماده شد ، يعنى با نظر به محتواى رسالت پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله كه تأمين سعادت مادى و معنوى جامعهء بشرى بود ، زمينه براى تحقق جامعهء مزبور به وجود آمده بود . تاريخ صدر اسلام
[١] خطبهء ١٩١ ص ٢٨٣ .
[٢] خطبهء ١٩٨ ص ٣١٥ .
[٣] خطبهء ٢١٣ ص ٣٣٠ .