آداب معاشرت - مقدس نيا، محمد - الصفحة ٩٤
«لا تَنْسَ يا ذَا الْأُذُنَيْنِ»[١]
اى صاحب دو گوش! فراموش مكن.
بديهى است اين مقدار مزاح، نهتنها مفسدهاى ندارد، بلكه سبب مىشود كه محبّت و صميميّت در بين مردم بيشتر شود و اندوه و ناراحتى ناشى از مشكلات زندگى،- كه موجب كسالت روحى شده و نشاط و اميد آدمى را تحت تأثير خود قرار مىدهد- برطرف گردد.
مطالعه دقيقتر سيره معصومين : نشان مىدهد كه آنان نهتنها خود مزاح مىكردند، بلكه برخوردشان بهگونهاى بود كه ديگران نيز جرأت مىيافتند تا با آن بزرگواران شوخى كنند.
صُهَيْب از اصحاب رسول خدا ٦ بود. او مدّتى به درد چشم مبتلا شد.
روزى حضرت او را در حال خرماخوردن ديد. به او فرمود: با آن كه چشمت درد مىكند، خرما مىخورى؟ صُهيب عرض كرد: با آن طرف كه درد نمىكند مىخورم! آن حضرت طورى تبسّم كرد كه دندانهاى ايشان مشاهده مىشد.[٢]
نُعَيْمان نيز از ياران شوخطبع رسول خدا ٦ بود. روزى عربى را ديد كه مشكى پر از عسل به همراه دارد. او را درب خانه پيامبر صلى الله عليه و آله آورد و عسل را از او گرفته و به يكى از اهل خانه داد. مرد عرب را هم بر درِ خانه نشانيد و خودش رفت. پس از مدّتى مرد صدا زد: اى اهل خانه! اگر قيمت عسل حاضر نيست، خودِ عسل را به من برگردانيد! رسول خدا ٦ متوجّه ماجرا شده، فورى قيمت آن را پرداخت و وقتى نعيمان را ديد به او فرمود: چرا چنين كردى؟ عرض كرد:
من مىدانستم كه شما عسل دوست داريد و پولى هم كه با آن قيمت عسل را
[١] - بحارالانوار، ج ١٦، ص ٢٩٤ و خزائن، نراقى، ص ٣٢٦.
[٢] - محجة البيضا، ج ٥، ص ٢٣٤.