آداب معاشرت - مقدس نيا، محمد - الصفحة ١٩٦
از امام باقر ٧ نقل شده كه روزى امير مؤمنان ٧ پس از جلسهاى كه در آن قرآن و احكام دينى به مردم مىآموخت، از مسجد خارج شد. در راه به مرد جسورى برخورد. او به امام سخن زشتى گفت. امام، فورى به مسجد برگشت و دستور داد تا مردم را خبر كنند و خود به منبر رفت. جمعيّت به قدر كافى آمدند و مرد بى ادب نيز حاضر شد. امام ٧ پس از حمد و ثناى الهى و بيان سخنانى حكمتآميز[١] فرمود: «آن كه ساعتى قبل سخنى گفته بود، كجاست؟» مرد كه جرأت انكار نداشت، خود را معرفى كرد. امام به او فرمود: «اكنون اگر من بخواهم با حضور مردم گفتنىها را مىگويم.» مرد پاسخ داد «و اگر بخواهى عفو مىكنى و مىگذرى، زيرا تو اهل چشمپوشى و گذشتى!». امام فرمود:
عَفَوْتُ وَ صَفَحْتُ»[٢]
گذشتم و صرفنظر كردم.
شيوه برخورد امام نشان مىدهد كه ابتدا آن مرد با پاسخ خود، صلاحيّتش را براى شمول عفو و اغماض به اثبات رساند و آن گاه امام او را بخشيد و از مجازاتش صرفنظر فرمود.
اگر جرم و تجاوز، مربوط به حقوق جامعه باشد، در اين صورت چون پاى حدود الهى و حقوق اجتماعى در ميان است و سعادت عمومى در گرو اجراى آنهاست، ناگزير، حدود بايد اجرا شود و حقوق بايد تأديه گردد، زيرا قانون و حرمتِ مال، جان، عِرض و ناموس مردم مثل مرز و حصارى است كه گرداگرد جامعه كشيده شده تا مردم در پناه آن در امنيّت و آسايش زندگى كنند.
[١] - مشروح سخنان آن حضرت به دليل رعايت اختصار حذف شد.
[٢] - بحارالانوار، ج ٤١، ص ١٣٢.