آداب معاشرت - مقدس نيا، محمد - الصفحة ١٦٦
چنين مىنويسد:
قلب زمامدار، بايستى كانون مهر و محبّت باشد، نسبت به ملّت؛ قدرت و زور كافى نيست. با قدرت و زور مىتوان مردم را گوسفندوار راند، ولى نمىتوان نيروهاى نهفته آنان را بيدار كرد و به كار انداخت، نهتنها قدرت و زور كافى نيست، عدالت هم اگر خشك اجرا شود كافى نيست، بلكه زمامدار همچون پدرى مهربان بايد قلباً مردم را دوست بدارد و نسبت به آنان مهر بورزد. و نيز بايستى داراى شخصيّتى جاذبهدار و ارادت آفرين باشد تا بتواند اراده آنان و همّت آنان و نيروى عظيم انسانى آنان را در پيشبرد هدف مقدّس خود به خدمت بگيرد.[١]
اينك داورى منصف و بىغرض لازم است، تا سيمايى را كه از افول ستاره مهربانى و انساندوستى در دنياى غرب ترسيم كرديم، با جملات بالا كه شمّهاى از آرمانهاى انسان دوستانه رهبران بزرگوار اسلام است كنار هم بگذارد و ميان آنها به قضاوت نشيند، تا پرده از شعارهاى دروغين مدّعيان دفاع از حقوق بشر و حتّى حقوق حيوانات بردارد. امام صادق ٧ چنين سفارش مىكند:
«تَواصَلُوا وَ تَبارُّوا وَ تَراحَمُوا وَ تَعاطَفُوا»[٢]
به يكديگر متّصل شويد و پيوند محبّت را محكم كنيد و به هم نيكى نماييد و نسبت به هم مهربان و عطوف باشيد.
پيامبران خدا نيز ابتدا با محبّت و مهربانى مردم را شيفته رفتار و كردار خود كرده، آنگاه به هدايت آنان مىپرداختند، بر اين اساس، آنان علاوه بر
[١] - جاذبه و دافعه على ٧، ص ٦٤، انتشارات صدرا.
[٢] - اصول كافى، ج ٢، ص ١٧٥.