آداب معاشرت - مقدس نيا، محمد - الصفحة ١٥٧
كسى كه سينهاش گنجايش رازش را نداشته باشد، پناه ندارد.
اين مسأله روشنتر از آن است كه نياز به توضيح داشته باشد، چرا كه برملاساختن اسرار محرمانه، اطّلاعات كافى در اختيار دشمن مىگذارد و او با آگاهى كامل از وضعيّت نظامى، اقتصادى، سياسى و ... سنگرهاى خودى را فتح كرده، زندگى را دشوار مىسازد.
٢- اسارت و بيچارگى: افشاى اسرار محرمانه به منزله امضاى سند اسارت و بيچارگى انسان است. مولاى متّقيان ٧ در اين باره فرمود:
«سِرُّكُ أَسيرُكَ فَإِنْ أَفْشَيْتَهُ صِرْتَ أَسيرَهُ»[١]
راز تو اسير توست، ولى اگر افشايش نمايى، تو اسير آن مىشوى.
تاريخ، فراوان به ياد دارد كه كسانى به سبب برملاشدن اسرارِ محرمانهشان سالها ننگ و رنج اسارت را تحمّلكرده، با بىچارگى و بدبختى سوخته و ساخته اند.
٣- شرّ و بدى: امير مؤمنان على ٧ بدى و تيرهبختى مردم را در فاشساختن اسرار و دوستى با اشرار خلاصه كرده و فرموده است:
«جُمِعَ الشَّرُّ فِى الْإِذاعَةِ وَ مُؤاخاةِ الْأَشْرارِ»[٢]
شرّ (دنيا و آخرت) در افشاگرى و دوستى با بدان گرد آمده است.
د- ايمان و تقوا:
عامل چهارم حفظ اسرار، ايمان و تقواى الهى است. انسان مؤمن و باتقوا
[١] - شرح غررالحكم، ج ٤، ص ١٤٦.
[٢] - بحارالانوار، ج ٧٥، ص ٧١.