آداب معاشرت - مقدس نيا، محمد - الصفحة ١٦٤
مجدّداً وحدت بخشد و بتواند بين آنان الفتى فراهم آورد.[١]
با تصوّرى كه از جايگاه مهربانى در جهان غرب يافتيم، اينك ديدگاه اسلام را در مورد مهربانى به بررسى مىنشينيم. از ديدگاه اسلام، مهربانى و محبّت در حقيقت، مايه قوام و برپايى جامعه انسانى است. و به منزله ملاط و چسبى است كه مصالح ساختمانى تشكيل دهنده اجتماع بشرى را به هم پيوند مىزند.
همان گونه كه نبودن ملاط يا سُستى آن موجب فروريختن ساختمان مىشود، نبود مهربانى نيز نظام اجتماع بشرى را متلاشى مىكند و زيبايىهاى زندگى را به كام انسان تلخ و بىمعنا مىسازد.
آن كس كه انسان را براى زندگى اجتماعى آفريده، احساس نياز به اين پيوند و رابطه ضرور را نيز در نهاد او به امانت نهاده است. او هم خود رحمان، رحيم، ودود، رؤوف و عطوف است و هم بندگانش را بر اين سرشت آفريده است.
خداى مهربان، بندگانش را به مهربانى و مهرورزى تشويق مىكند و مهرورزان را جزو اصحاب ميمنه (كسانى كه نامه عملشان، به دست راستشان داده خواهد شد يا كسانى كه وجودشان سرشار از يمن و بركت براى خودشان و ديگران است) معرفى كرده و مىفرمايد:
«ثُمَّ كانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ أُولئِكَ أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ»[٢]
[١] - موج سوم، نوشته آلوين تافلر، ص ٥٠٣- ٥٠٥، نشر نو. اين كتاب براى نخستينبار در ١٩٨٠ در نيويورك به چاپ رسيده و توسّط شهيندخت خوارزمى به فارسى ترجمه شده است.
[٢] - بلد( ٩٠)، آيات ١٧- ١٨.