آداب معاشرت - مقدس نيا، محمد - الصفحة ١٠٩
را كه تشكّلهاى كوچك اسلامى در محلّهها است، تعطيل كرده و جمعيّت نمازگزار، در مصلّاى جمعه حاضر شوند و اين كه روزه رمضان را همه بايد همزمان بگيرند، يعنى با هم امساك كنند و با هم افطار نمايند همه و همه بيانگر ارزش والايى است كه اسلام براى اجتماعات متشكّل اسلامى قائل است.
با اندكى دقّت در آنچه گفته شد، درمىيابيم كه تقكّر و ايده انزواطلبى و گوشهگيرى از مجامع مردمى و دورىجستن از اجتماعات مسلمانان و اكتفا به پارهاى از عبادات فردى، نوعى عافيتطلبى و به معناى شانهخالىكردن از زير بار مسؤوليّتهاى اجتماعى اسلام است و هرگز مورد پسند و پذيرش خداوند متعال و اولياى بزرگوار اسلام نيست.
رسول خدا ٦ فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى لَمْ يَكْتُبْ عَلَيْنَا الرُّهْبانِيَّةِ، إِنَّما رُهْبانِيَّةُ إُمَّتِى الْجِهادُ فى سبيلِ اللَّهِ»[١]
همانا خداوند تبارك و تعالى انزوا و ديرنشينى را بر ما مقرّر نكرده، رهبانيّت امّت من جهاد در راه خداست.
مدّتى بود كه رسول خدا ٦، يكى از اصحاب خود را ملاقات نمىكرد.
روزى حالش را جويا شد، او را به حضور پيامبر ٦ آوردند. حضرت علّت غيبت او را پرسيد: مرد ضمن اظهار دلتنگى از معاشرت با مردم گفت: «اى رسول خدا! تصميم دارم بالاى كوهى روم و از مردم دورى گزينم و با خداى خويش خلوت كنم و او را عبادت نمايم.» پيامبر ٦ او را از اين كار بازداشت
[١] - بحارالانوار، ج ٧٠، ص ١١٥.