آداب معاشرت - مقدس نيا، محمد - الصفحة ٣٩
اوست. از اين رو، خداى بزرگ با اينكه از عيان و نهان بشر آگاه است، عيوب او را برملا نمىسازد. پس براى انسانى كه خود از كاستى و عيب خالى نيست: چگونه روا است كه به جستوجوى عيوب و نواقص ديگران بپردازد و يا با سخنچينى و غيبت و ... در پى بدنامكردن و آشكارساختن لغزشهاى آنان باشد؟
راه ديگر اينكه از سبككردن و تحقير او بپرهيزد، بنا بر اين، مسخرهكردن مؤمن، برجستهنمودن نقصهاى ظاهرى او، سرزنش وى به خاطر خطاهايى كه خواسته يا ناخواسته مرتكب شده است، تندى و خشونت در برابر درخواست وى و همچنين نگاه حقارتآميز به او، بهويژه اگر در جمع ديگران باشد، هتك آبروى او محسوب مىشود.
نتيجه اينكه هرگونه برخورد و سخنسرايى كه موجب تزلزل شأن و مرتبه برادر يا خواهر دينى بشود، از نظر اسلام نكوهيده است. امام صادق ٧ در اين باره مىفرمايد:
«مَنْ رَوى عَلى مُؤْمِنٍ رِوايهً يُريدُ بِها شَيْنَهُ وَ هَدْمَ مُرُوَّتِه لِيَسْقُطَهُ مِنْ أَعْيُنِ النَّاسِ أَخْرَجَهُ اللَّهُ مِنْ وِلايَتِه إِلى وِلايَةِ الشَّيْطانِ فَلا يَقْبَلُهُ الشَّيْطانُ»[١]
آن كه به زيان مؤمنى به قصد آبروريزى و از بينبردن آقايى او سخنى گويد تا او را از چشم مردم بيندازد، خداوند او را از ولايت خود خارج و به سوى ولايت شيطان رها مىكند، ولى شيطان هم او را نمىپذيرد.
گفتنى است كه چنانچه اين برخورد ناپسند با توهين نيز همراه باشد،
[١] - وسائل الشيعه، ج ٨، ص ٦٠٨.