آداب معاشرت - مقدس نيا، محمد - الصفحة ١٨٣
مُحْتَرِقٍ بِها»[١]
خشم آتشى سوزنده است، هر كه آن را فرو خورد، خاموشش ساخته و هر كه آزادش گذارد، خود او، اوّل كسى است كه در شعلهاش مىسوزد.
اينك به برخى از پيامدهاى خشم اشاره مىكنيم:
١- تيرگى عقل: تا زمام امور انسان در اختيار عقل است، جز در مسير مصلحت خويش گام برنمىدارد، ليكن افراط در خشم، چراغ نورانى عقل را تيره و بىفروغ مىسازد و انسان، بىچونوچرا سر در خط فرمان نيروى بىشعور خشم مىگذارد و ديگر مصلحتى نمىبيند تا به سويش گام بردارد.
امام على ٧ فرمود:
الْغَضَبُ يُفْسِدُ الْأَلْبابَ وَ يُبْعِدُ مِنَ الصَّواب»[٢]
خشم خردها را تباه مىكند و آدمى را از مسير درست دور مىسازد.
٢- ويرانگرى و تبهكارى: اگر انسان خشمگينى را كه لجام عقل را گسيخته و سراپاى وجودش را آتش غضب مشتعل ساخته، به ديوانهاى زنجيرى يا درندهاى وحشى تشبيه كنيم، گزاف نگفتهايم. او نه گوش شنوايى دارد كه نصيحت و سخن حقّ در آن نفوذ كند و نه چشم بينا و واقعبينى دارد كه راه را از بىراهه تشخيص دهد و نه فكر روشنى دارد كه قدرت دستهبندى امور جزئى و استنتاج عقلى از آنها را داشته باشد. او هركه و هرچه را كه
[١] - شرح غررالحكم، ج ٢، ص ٤٧.
[٢] - همان، ج ١، ص ٣٥٧.