آداب معاشرت - مقدس نيا، محمد - الصفحة ١٩٧
اگر اين مرز شكسته شود و قانون تحت عناوينى از قبيل عفو و گذشت به اجرا در نيايد زمينه براى هرج و مرج و ناامنى فراهم شده و ادامه زندگى براى مردم دشوار خواهد شد. اصرار اسلام را بر عفو و گذشت در حقوق شخصى در بحث گذشته خوانديم و دانستيم كه اسلام دين خشونت و انتقام و كشتار نيست، امّا ترحّم و دلسوزى بر متجاوزان به حقوق جامعه را نيز هيچ عقل سليمى نمىپذيرد:
|
ترحّم بر پلنگ تيز دندان |
جفاكارى بود بر گوسفندان |
|
در اينجا مجريان عدالت بايد بدون توجّه به احساسات شخصى و دلسوزىهاى واهى و بىاساس، با كمال شهامت به مقتضاى عدالت عمل كنند. قرآن كريم در كنار آن همه دستورات فراوان كه در خصوص عفو و اغماض داده، وقتى به اجراى حدود الهى و احترام به حقوق اجتماعى مىرسد، از چنين ترحّمهاى نابهجايى به صراحت نهى مىكند. به عنوان مثال، در دستور اجراى حدّ زنا مىفرمايد:
«وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ»[١]
در اجراى حكم خداوند بر آنان، دستخوش عاطفه و نازكدلى بىجا نشويد.
و نيز، اجراى حكم قصاص را موجب حيات و تحرّك جامعه دانسته، مى فرمايد:
[١] - نور( ٢٤)، آيه ٢.