آداب معاشرت - مقدس نيا، محمد - الصفحة ١٧٨
هيچ عاملى نتواند انسان را به خشم آورد. در اصطلاح به چنين فردى «بىغيرت» گفته مىشود و روشن است كه چنين حالتى نيز پسنديده نيست.
كسى كه غريزه خشم ندارد، از روحى پست و نفسى حقير برخوردار است. او در برابر منكرات و كارهاى زشت و نامشروع و اهانتهاى ديگران ساكت است و از خود هيچگونه حسّاسيّتى نشان نمىدهد. درباره چنين كسى گفتهاند:
«مَنِ اسْتَغْضَبَ وَ لَمْيَغْضِبْ فَهُوَ حِمارٌ»[١]
آن كه چيزى او را به خشم نمىآورد، الاغ است.
اعتدال و ميانهروى در خشم، كه از خلال دو بحث افراط و تفريط، معنايش تا حدّى روشن شد، آن است كه انسان بكوشد، تا خشم خود را تحت حاكميّت عقل خويش درآورد. به گاه خشم، خشمگين و غضبناك گردد، چنان كه خداى متعال فرمود:
«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِينَ وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ ...»[٢]
اى پيامبر، با كافران و منافقان بجنگ، و بر آنان سخت بگير.
در محلّ شكيبايى نيز بردبار و حليم باشد، چنان كه در بيان اوصاف مؤمنان فرمود:
«وَ إِذا ما غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ»[٣]
[١] - محجّة البيضا، ج ٥، ص ٢٩٦.
[٢] - توبه( ٩)، آيه ٧٣.
[٣] - شورى( ٤٢)، آيه ٣٧.