آداب معاشرت - مقدس نيا، محمد - الصفحة ١٣٣
همان اندازه كه نظم و انضباط سرمنشأ آثار و بركاتى است، بىنظمى نيز پيامدها ونتايج ناهنجارى دارد كه برخى را به اختصار برمىشمريم:
١- ايجاد هرج و مرج:
رعايتنكردن نظم در رفتار فردى و اجتماعى، موجب هرج و مرج و نابسامانى كارها مىشود و انسان را از دستيابى به نتيجه مطلوب باز مىدارد؛ كسى كه به برنامهريزى اهمّيّتى نمىدهد، رفتوآمدش با ديگران را به نظم در نمىآورد، به موقع در جلسات سخنرانى و درس حاضر نمىشود، بدون هماهنگى و وقت قبلى مزاحم ديگران، بهويژه شخصيّتهاى برجسته- كه هر لحظه عمرشان براى جامعه مفيد است- مىشود و ... چنين شخصى به دليل بىنظمى در كارهايش به نتيجه مطلوب دست نمىيابد و همواره در زندگى دچار هرجومرج و سردرگمى بوده، جامعه را نيز به اين سو خواهد كشاند.
امام امّت (ره) بىنظمى را آفت بزرگى مىداند كه موجب فساد در كارهاست:
«بدون نظم يك امرى تحقّق پيدا نمىكند يعنى فاسد مىشود.»[١]
و در جاى ديگر آن را موجب نابودى جامعه قلمداد كرده است:
«جامعه نظم لازم دارد، اگر نظم از كار برداشته شود، جامعه از بين مىرود»[٢]
٢- خدشهدارشدن شخصيّت اجتماعى:
انسان موجودى اجتماعى است و نيازمند دادوستد، رفتوآمد، نشستوبرخاست و ... با ديگران است و براى
[١] - صحيفه نور، ج ١٣، ص ١٦.
[٢] - همان، ج ١١، ص ١٥٠.