آداب معاشرت - مقدس نيا، محمد - الصفحة ١٥٨
هرگز به خود اجازه نمىدهد كه اسرار شخصى، خانوادگى و مملكتى خويش را فاش سازد و به دين و دنياى خود و همكيشانش آسيب بزند. او به خدايى ايمان دارد كه حاضر و ناظر بر كردار و گفتار بندگان خويش است و روز جزايى را مدّ نظر دارد كه در آن به كارنامه عمل او رسيدگى خواهد شد و معتقد به قرآنى است كه مىفرمايد:
«ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ»[١]
هيچ سخنى نمىگويد، مگر آن كه در كنار او مراقبى حاضر است.
اين مأمور نامرئى خداوند، همه گفتارها و كردههاى او را براى پاسخگويى روز بازپسين ضبط مىكند و چه كسى مىتواند در برابر زيانهاى ناشى از افشاى اسرار مردم، چون بهيغمارفتن مملكت، ريخته شدن خون بىگناهان، بهخطرافتادن مال و ناموس مسلمانان، ريختن آبروى آنان، آسيبديدن حكومت اسلامى و ... جوابگو باشد؟
افراد باتقوا و مؤمن با عبرتآموزى از سرنوشت شوم و وحشتناكى كه در انتظار افراد خائن و بىظرفيّت است، شعار زيباى «كم گوى و گزيده گوى» را تابلوى زندگى خويش ساخته، همواره سنجيده و فهميده، لب به سخن مىگشايند، تا دچار انحراف و خيانت و در نتيجه عذاب الهى و شرمندگى ابدى نگردند.
[١] - ق( ٥٠)، آيه ١٨. جهت توضيح بيشتر به سوره نساء، آيه ٩ رجوع شود.