آداب معاشرت - مقدس نيا، محمد - الصفحة ١٤٢
«لا دينَ لِمَنْ لا عَهْدَ لَهُ»[١]
آن كس كه به پيمانش وفادار نيست، دين ندارد.
امير مؤمنان ٧ در فرمان خود به مالك اشتر، به اهمّيّت اين مسأله در اسلام و جاهليّت اشاره كرده، آن را مهمترين و عمومىترين قانون اجتماع مىشمرد و تأكيد كرده كه حتّى مشركان نيز به آن پاىبند بودهاند:
«اگر با دشمن پيمانى بستى تا او را در پوشش پناه خويش بگيرى، به پيمان خويش وفادار بمان و ذمّهات را با امانت كامل پاس دار و جان خود را سپر عهد و پيمان خويش قرار ده كه در ميان واجبات الهى، هيچ موضوعى همانند وفا به عهد در ميان مردم جهان، با تمام اختلافاتى كه با هم دارند. مورد اتّفاق عمومى نيست، تا آنجا كه مشركان نيز پيش از مسلمانان در روابط خود بدان پاىبند بودند، چرا كه از پيامدهاى پيمانشكنى خاطرات تلخى داشتند.»[٢]
اسوههاى وفادارى
برجستهترين و زيباترين نمودهاى وفادارى را مىتوان در ميان پيامبران و رهبران الهى يافت. اين بزرگمردان هم خود بر وفادارى به عهد و پيمان سخت پاى مىفشردند و هم پيروان خود را به سوى اين فضيلت بزرگ فرامىخواندند. قرآن كريم، يكى از آنان را چنين توصيف مىكند:
«وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِسْماعِيلَ إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ»[٣]
[١] - بحارالانوار، ج ٧٥، ص ٩٦.
[٢] - نهج البلاغه، نامه ٥٣، ص ٩٥٤.
[٣] - مريم( ١٩)، آيه ٥٤.