آداب معاشرت - مقدس نيا، محمد - الصفحة ٢٢٧
به من فرمود: آيا برادرانت را دوست مىدارى؟ گفتم: بلى! فرمود: به فقراى ايشان سودى مىرسانى؟ گفتم آرى! سپس فرمود:
«أَما أَنَّهُ يَحِقُّ عَلَيْكَ أَنْ تُحِبَّ مَنْ يُحِبُّ اللَّهَ، أَما وَاللَّهِ لا تَنْفَعُ مِنْهُمْ أَحَداً حَتَّى تُحِبَّهُ؛ تَدْعُوهُمْ إِلى مَنْزِلِكَ؟»
بر تو سزاوار است كه دوست بدارى كسى را كه خدا را دوست مىدارد، به خدا سوگند تا فردى از آنها را دوست نداشته باشى، سودى به او نمىرسانى. (سپس پرسيد:) آيا آنها را به منزلت دعوت مىكنى؟
او به اين پرسش امام ٧ نيز پاسخ مثبت داده، گفت:
من غذا نمىخورم، مگر اين كه با من دو يا سه مرد يا بيشتر غذا بخورند.[١]
اينك به برخى از عوامل گسترش مهماندارى مىپردازيم:
١- توجّه به منزلت ميهمان؛ ميهمان «هديّه» اى است گرانبها كه خداى مهربان به سوى نيكان مىفرستد، مقدمش مايه بركت و آمرزش است. امام صادق ٧ در اين باره به يكى از يارانش فرمود:
«فَضْلُهُمْ عَلَيْكَ أَعْظَمُ مِنْ فَضْلِكَ عَلَيْهِمْ»
فضل و برترى آنها بر تو، بزرگتر است از برترى تو بر آنها.
او عرض كرد: من آنها را به منزلم فرا مىخوانم، به ايشان غذا مىدهم، سيرابشان مىكنم، خانهام را براى ايشان آماده مىكنم، چگونه آنها بر من افضلند؟
[١] - بحارالانوار، ج ٧٥، ص ٤٥٩.