آداب معاشرت - مقدس نيا، محمد - الصفحة ١٧٤
قدرت دفاعى او به مقدار قابل ملاحظهاى افزايش مىيابد. به عنوان مثال، هرگاه شخصى با حيوان درنده يا انسان درندهخويى روبهرو شود كه قصد جان، مال يا عِرض او را دارد، غريزه خشم در نهادش به هيجان مىآيد و بر اثر آن ضربانِ قلب و گردش خون در بدن او سرعت مىگيرد، در خود احساس نيروى جديدى مىكند، نيرويى كه او را وامىدارد، تا از خود دفاع كند و جان و مال يا عرض و ناموسش را از خطر برهاند.
نكته مهمّ و قابل توجّه اين است كه آدمى، موارد كاربرد صحيح نيروى خشم را بشناسد، خطر واقعى را از غيرواقعى تميز دهد و نيروى تهاجمى خشم را در راه غلط به كار نگيرد.
ضرورت وجود خشم در انسان
از خشم در بعضى از روايات به آتش تعبير شده و اين تعبير لطيف، هم ما را در درك ضرورت وجود خشم در آدمى يارى مىدهد و هم نسبت به پيامدهاى تلخ رهاساختن و عدم مراقبت و كنترل اين نيروى عظيم متنبّه مىسازد.
مىدانيم كه وجود آتش در زندگى مادّى بشر نقش مهمّى دارد و كشف آن در گذشتههاى دور، چه تحوّل شگرفى در زندگى او ايجاد كرده است. امروزه نيز اگر آتش از صحنه زندگى بشر كنار گذارده شود، به طور قطع، بخش وسيعى از امور مادّى حيات انسان مختل خواهد شد، امّا همين عنصر لازم و بسيار مفيد اگر مورد غفلت و بىتوجّهى واقع شود، خطرات بزرگى نيز در پى خواهد داشت و اگر كنترل نشود، ممكن است، آتشسوزى به بار آورد و جان و مال اشخاص را طعمه خود سازد. غريزه خشم نيز آتشى است كه هم در حيات انسانها ضرور و نافع است و هم نيازمند مراقبت شديد و جدّى؛ چرا كه اگر