آداب معاشرت - مقدس نيا، محمد - الصفحة ١٩
خلاصه
معاشرت در معناى كلّى خود، از جمله امورى است كه همواره مورد عنايت اولياى گرامى اسلامبوده و حجم قابل توجّهى از احاديث به آن اختصاص يافته است.
انسان موجودى كمالجو و آرمانگرا است و روابط اجتماعى سالم و مناسب و هماهنگ با تعاليم اسلامى موجب رشد او مىشود. روابط حاكم بر زندگى انسان بر سه نوع است:
الف- رابطه با خود، به منظور پىبردن به ارزش گوهر وجود، از طريق شناختن خود، تشخيص استعدادهاى بالقوّه خدادادى، بررسى اهداف خلقت و هماهنگكردن خود با آن اهداف.
ب- رابطه با خدا، به منظور تقرّب به او، از طريق شناختن خدا و انجام وظايف الهى.
ج- رابطه با ديگران، به منظور پاسخگويى به خصلت ذاتىِ «اجتماعىبودن» و تأمين نيازهاى متنوّع خود، از طريق معاشرت، تبادل افكار و ايجاد روابط نيكو با ديگران.
از ديدگاه اسلام، جامعه و روابط پيچيده آن، صحنه آزمون الهى است و انسان در پرتو آن مىتواند با پيرايش رذايل اخلاقى و پرورش فضائل اخلاقى، نفس خود را تزكيه و دل را حريم يار و جلوگاه تجلّى اسرار كند. اسلام به حسن روابط با تمام كسانى كه يارىدهنده انسان در مسير تكاملىاش هستند، سفارش كرده و آداب معاشرت با آنان را در مرحله انديشه و عمل بيان و مشخّص نموده است. در مرحله انديشه، مسلمان بايد نيّت خود را نسبت به ديگران نيكو ساخته، و انديشه خيرخواهى و سعادت آنان را در سر داشتهباشد و از توطئه و بدخواهى آنها اجتناب ورزد. از سوى ديگر، رفتار نيك، رعايت انصاف، مدارا با ديگران، اهتمامورزيدن به امور آنها، اجتناب از تكروى و انزوا و همكارى با آنان در كارهاى شايسته، از جمله خطوط كلّى آداب معاشرت در مرحله عمل مىباشد.