آداب معاشرت - مقدس نيا، محمد - الصفحة ١٩٣
«إِنى لَأَسْتَحْيى أَنْ يَغْلِبَ جَهْلُهُ عِلْمى وَ ذَنْبُهُ عَفْوى وَ مَسْأَلَتُهُ جُودى»[١]
مناز اينكه نادانىاو بر علمم، گناه او بر عفوم و درخواست او بربخشايشم چيره شود، شرم مىكنم.
امام صادق ٧ فرمود:
«إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ، مُرُوَّتُنا الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَنا»[٢]
ما خاندانى هستيم كه، جوانمردىمان گذشت از كسى است كه بر ما ستم كرده است.
و از سوى ديگر، پيروان خويش را به آن توصيه مىكردند، چنان كه امام على ٧ در عهدنامه خود به مالك اشتر مىنويسد:
«فَأَعْطِهِمْ مِنْ عَفْوِكَ وَ صَفْحِكَ مِثْلَ الَّذى تُحِّبُ أَنْ يُعْطِيَكَ اللَّهُ مِنْ عَفْوِهِ وَ صَفْحِهِ»[٣]
آنان (مردم) را از عفو و اغماض خويش برخوردار ساز بهگونهاى كه دوست مىدارى خداوند تورا از عفو و اغماض خويش برخوردار سازد.
حدود عفو
اندكى تأمّل در موارد بهكارگيرى كلمه عفو در متون اسلامى نشان مىدهد كه اين واژه گاهى در برابر انتقام و گاهى در برابر عقوبت و مجازات به كار مىرود. آنجا كه عفو در برابر انتقام به كار گرفته شده، چون منظور از
[١] - بحارالانوار، ج ٤١، ص ٤٩.
[٢] - همان، ج ٧١، ص ٤٠١.
[٣] - نهج البلاغه، ص ٩٩٣.