آداب معاشرت - مقدس نيا، محمد - الصفحة ١٧٥
بىقيدوبند، رها شد و آزادانه اعمال گرديد، ريشههاى سعادت فرد و جامعه را مىسوزاند و دين و دنياى آدمى را بر باد مىدهد.
على ٧ در اين باره فرمود:
«احْذَرُوا الْغَضَبَ فَانَّهُ نارٌ مُحْتَرِقَةٌ»[١]
از خشم بپرهيزيد كه آن آتشى سوزاننده است.
و مولوى گويد:
|
چون ز خشم آتش تو در دلها زدى |
مايه نار جهنّم آمدى |
|
|
آتشت اينجا چو آدم سوز بود |
آنچه از وى زاد، مردافروز بود |
|
|
خشم تو تخم سعير و دوزخ است |
هين بُكش اين دوزخت كاين محنت است[٢] |
|
مىتوان گفت: غريزه خشم در وجود انسان، به منزله آتشبارهاى نيرومند دفاعى يك كشور است. وجود سلاحهاى مرگبار و مخرّب براى حفظ مرزها و دفع دشمنان، ضرور است. براى دفاع فرد از هستى خود در قبال مهاجم نيز، نيروى خشم و غضب لازم است.
سلاحهاى ويرانگر و آتشين با تدبير و هدايت فرماندهان دانا به كار مىافتند و ديدهبانهاى ورزيده، همواره، حجم آتش و ميدان عمل آن را كنترل مىكنند، آتشبار خشم نيز بايد تحت فرماندهى عقل باشد و در جاى خود، به اندازه لازم اعمال گردد.
[١] - شرح غررالحكم، ج ٢، ص ٢٧٣.
[٢] - تفسير، نقد و تحليل مثنوى مولوى، ج ٨، ص ٣٦١- ٣٦٢.