آداب معاشرت - مقدس نيا، محمد - الصفحة ١٧٠
وظيفه قصور ورزيده، يكسان ببيند، بهتدريج عشق به انجام وظيفهاش جاى خود را به تمرّد و تخلّف خواهد داد.
به همين دليل، اسلام از سويى عواطف را تحت نظارت عقل قرار داده تا انسان آن را با موازين شرعى و مقتضيات عقلى محدود سازد و از افراط و تفريط جلوگيرى كند و از سوى ديگر در دستورات متين خود، پيروانش را به تقدير و رعايت اندازه در ابراز محبّت نسبت به قشرهاى مختلف، دعوت كرده است، گروهى را شايسته هيچ محبّتى ندانسته و از نشاندادن نرمش و ملايمت به آنان نهى كرده و فرموده است:
«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ»[١]
محمد فرستاده خدا و آنان كه با اويند بر كافران سختگير و ميان خود مهربانند.
همچنين گروهى را شايسته محبّت بيشتر دانسته، در مورد آنان به طور ويژه سفارش كرده است، مانند ناتوانان، زيردستان، كودكان (بهويژه كودكان يتيم)، تهيدستان، پدر و مادر، عزيزى كه خوار شده و دانشمندى كه در بين جاهلان گرفتار آمده است.
امام محمّد باقر ٧ فرمود: كسى كه چهار خصلت زير در او باشد، خداوند برايش خانهاى در بهشت بنا مىكند:
«مَنْ أوَى الْيَتيمَ وَ رَحِمَ الْضَعيفَ وَ أَشْفَقَ عَلى والِدَيْهِ وَ رَفِقَ
[١] - فتح( ٤٨)، آيه ٢٩.