آداب معاشرت - مقدس نيا، محمد - الصفحة ١٦٩
ندارد، موجب مىشود تا او براى احترامكننده، ارزش و احترام متقابل در نظر نگيرد و در نتيجه حرمت و ابهّت فرد مهربان بشكند و شخصيّت و جايگاه اجتماعى او خدشهدار شود. اين آفت، دامنهاى وسيع دارد و تا حدودى همه بخشهاى جامعه را شامل مىشود، بهخصوص كسانى را كه سرپرستى و مديريّت يك مجموعه را بر عهده دارند، مثل پدر و مادر در خانواده، مدير و معلم در مدرسه و كلاس، فرمانده در مركز نظامى، كارفرما در كارخانه، رئيس در سازمان و اداره تحت امر خود و ... چنين افرادى در اين جهت بايد بيشتر دقّت كنند؛ زيرا صلابت و موقعيّت آنان بايد محترم باشد تا ردههاى پائينتر به انجام وظايف خود پاىبند شده، نظام جامعه محكم و پابرجا باقى بماند.
|
نرمى ز حدّ مبر كه چو دندان مار ريخت |
هر طفلِ نىسوار، كند تازيانهاش |
|
پس مهرورزى به ديگران بايد متناسب با ميزان نياز، شايستگى و ظرفيّت آنان باشد، با همه مردم اعمّ از كودك و بزرگسال، نادان و دانشمند، بدكار و نيكوكار به طور يكسان مهربانبودن به معناى ناديدهگرفتن ارزش ها و ضايعساختن گوهر محبّت است.
كودكى كه احساس كند، چه درس بخواند و چه نخواند، لطف و مهر پدر، مادر و استاد نسبت به او تغيير نمىكند، انگيزه درسخواندن را از دست مىدهد، جوانى كه مرتكب عملى خلاف شده، اگر پى ببرد كه ديگران تخلّف او را ناديده مىگيرند و همچون گذشته به او ابراز علاقه مىكنند، بر انجام تخلّفات بعدى جرأت و جسارت مىيابد، سربازى كه پست نگهبانى خود را ترك نگفته و نخوابيده، اگر رفتار فرمانده را با خود و فرد ديگرى كه در انجام