آداب معاشرت - مقدس نيا، محمد - الصفحة ١٥٠
ضرورت رازدارى
هر فردى در زندگى فردى و اجتماعى خويش، خواهناخواه مطلبى براى نگفتن دارد كه بايستى در نگهدارى آن كوشا باشد، برخى مربوط به خود و برخى مربوط به خانواده يا جامعه و ... است، بايد هر راز و رمزى در محدوده مجاز خود حفاظت شود. امروزه با توجّه به وجود وسائل قوى و حسّاس جاسوسى و اطّلاعاتى و كاربرد آنها در دگرگونى سرنوشت ملّتها، ضرورت رازدارى امرى بديهى و انكارناپذير است و گذشته از آن كه خود فضيلتى اخلاقى به حساب مىآيد، در موفّقيّت و نيكبختى انسانها نيز تأثيرى بهسزا دارد. امير مؤمنان ٧ فرموده است:
«الظَّفَرُ بِالْحَزْمِ وَالْحَزْمُ بِإِجالَةِ الرَّأْىِ وَ الرَّأْىُ بِتَحْصينِ الْأَسْرارِ»[١]
پيروزى به محكمكارى بسته است و آن هم بستگى به (سلامت) انديشه دارد و (سلامت) انديشه به نگهدارى رازها است.
در سخنى ديگر، موفقيّتها را در سايه رازدارى دانسته و فرموده است:
«أَنْجَحُ الْأُمُورِ ما أَحاطَ بِهِ الْكِتمانُ»[٢]
موفّقترين كارها آن است كه پنهانكارى آن را فرا گيرد.
و به عكس، افشاى اسرار سبب عدم موفقيّت و حتّى باعث سقوط مىشود. چنان كه حضرت صادق ٧ فرمود:
[١] - نهجالبلاغه، ص ١١١٠.
[٢] - شرح غررالحكم، ج ٢، ص ٤٥٨.