آداب معاشرت - مقدس نيا، محمد - الصفحة ١٤٣
در اين كتاب، اسماعيل را ياد كن، همانا او در وعدهاش راستگو و باوفا بود.
در تفسير اين آيه از امام صادق ٧ نقل شده كه حضرت اسماعيل با شخصى قرار ملاقات گذاشت، ولى او در وعدهگاه خود حاضر نشد. آن حضرت مدّت زيادى در آنجا به انتظار نشست، به طورى كه غيبت طولانى او موجب نگرانى پيروانش گرديد.
سرانجام فردى كه بر حسب اتّفاق از آنجا مىگذشت، حضرت را مشاهده كرده، گفت: «اى پيامبر خدا، ما بر اثر نبودن شما ناتوان شدهايم.» حضرت فرمود: «من با فلان كس در اينجا وعده ديدار دارم، ولى او نيامده است و تا او نيايد من از اينجا نمىروم.» آن مرد جريان را به مردم خبر داد و آنها به سراغ شخص مزبور رفته، او را خدمت آن حضرت آوردند. مرد ضمن عذرخواهى عرض كرد: «اى پيامبر خدا؛ من قرار ملاقات با شما را فراموش كردم.» ايشان فرمود: «اگر نيامدهبودى، من همچنان در اينجا مىماندم.»[١]
پيامبر بزرگوار اسلام نيز روزى كنار سنگى با شخصى وعده ديدار داشت.
آفتاب بالا آمد، هوا گرم شد، ولى او نيامد. ياران آن حضرت به ايشان عرض كردند: «خوب است از آفتاب به سايه بياييد.» حضرت فرمود: «من با او در اينجا وعده ديدار دارم و تا او نيايد از اينجا حركت نخواهم كرد.»[٢]
امامان معصوم (ع) نيز در احترام به پيمان و وفاى به عهد ميان انسانها نظير نداشتند.
[١] - بحارالانوار، ج ٧٥، ص ٩٥.
[٢] - همان.