پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٨٥ - مصادر و روش شناخت
٩٣. اى هشام، عقل و جهل و سپاه آن دو را بشناس تا از هدايتيافتگان باشى.
هشام مىگويد: به امام عليه السّلام گفتم: فدايت گردم، جز آنچه به ما بشناسانى، ديگر چيزى نمىدانيم.
٩٤. اى هشام، خداوند عقل را از سمت راست عرش و از نور حضرتش آفريد و اين نخستين آفريده خدا بود كه از سنخ روحانيان آفريده شد. خدا به او فرمود: دور شو (برو)، عقل دور شد (رفت)، سپس فرمود: بازگرد (بيا) و عقل بازگشت (آمد). آنگاه خداوند به عقل فرمود: تو را با شكوه و بزرگ آفريدم و تو را بر تمام آفريدگانم برترى و بزرگى دادم.
سپس حضرت احديت، جهل را از دريايى شور و تاريك آفريده، به او فرمود: دور شو (برو)، جهل دور شد (رفت) و باز فرمود: بازگرد (بيا)، جهل نافرمانى كرد. خداوند به جهل فرمود: تكبر ورزيدى! آنگاه او را لعن كرد. سپس ٧٥ صفت را به عنوان لشكر، در اختيار عقل گذاشت، جهل كه مىديد خداوند، عقل را گرامى داشته، چه موهبتى به او عطا فرموده، نسبت به عقل كينه و حسد ورزيده، گفت: بار خدايا، او را نيز آفريدهاى است چون من كه گرامىاش داشته، قوتش بخشيدهاى، درحالىكه من ضد او هستم و توان هماوردى با او را ندارم، مرا همانند آنچه به او دادهاى لشكرى عطا كن.
خداوند- تبارك و تعالى- فرمود: باشد، اما اگر پس از آن، مرا نافرمانى كنى تو و لشكرت را از همسايگى و از [گسترده] رحمتم مىرانم. جهل پذيرفت و خداوند ٧٥ صفت را به عنوان لشكر به جهل داد كه در نتيجه، «خير» وزير عقل و «شر» وزير جهل شد.
آنگاه ايمان در برابر كفر، تصديق [حقيقت] در برابر انكار [آن]، اخلاص در برابر نفاق، اميد [به رحمت خدا] در برابر نوميدى، داد و عدل در برابر جور و ستم، خشنودى در برابر