پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٢٤ - ١ فعاليت در عرصه سياست
از «عمر بن يزيد» نقل شده است: «روزى در محضر ابو الحسن عليه السّلام بودم. از محمد بن عبد الله ارقط نام برد و فرمود: سوگند ياد كردهام كه با او زير يك سقف جمع نشوم.
با خود انديشيدم كه او به نيكى و پيوند با خويشان فرمان مىدهد، ولى خود درباره عمويش چنين مىگويد!
امام عليه السّلام نگاهى به من افكند و فرمود: [اين قطع رابطه] خود از نيكى و [رعايت] پيوند خويشاوندى است. هرگاه او بر من وارد شود، سپس چيزى بگويد، مردم او را تصديق كرده، گفتهاش را مىپذيرند و چون از آمدن نزد من بازداشته شود، اگر مطلبى را بيان كند مردم گفتهاش را نمىپذيرند».[١]
در روايت «ابراهيم من مفضل بن قيس» عبارت زير اضافه شده است: چون مردم دريافتند كه با او سخن نمىگويم، گفتهاش را نمىپذيرند و او از بردن نام من خوددارى مىكند كه خير [و صلاح] او در آن است».[٢]
موضعگيرى سوم: واكنش امام كاظم عليه السّلام در برابر قيام حسين بن على بن الحسن بن الحسن (مثنى) فرزند امام حسن مجتبى عليه السّلام، صاحب قيام فخ از ديگر موضعگيرىهاى حضرت بود. عليرغم اينكه شيعيان امام صادق عليه السّلام در جاىجاى سرزمينهاى اسلامى حضور داشتند، اما امام كاظم عليه السّلام در تمام دوران زندگى خود، گزينه رويارويى مسلحانه را برنگزيد و پرهيز از اقدام مسلحانه در برابر حكومت مهدى را بر زبان آورد. هنگامى كه مهدى عباسى امام كاظم عليه السّلام را به زندان افكند و امام على عليه السّلام را در خواب ديد (اين داستان پيشتر گفته شد) و ماجراى خواب خود را براى امام عليه السّلام گفت، سپس تصميم گرفت امام را آزاد كند. او به امام گفت: تضمين مىكنى كه بر من يا يكى از
[١] . بحار الانوار ٤٨/ ١٦٠( به نقل از بصائر الدرجات ٦٤ ب ١٠ حديث ٥).
[٢] . همان/ ١٥٩( به نقل از قرب الاسناد/ ٢٣٢ حديث ١١٧٤).