پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٢٣ - ١ فعاليت در عرصه سياست
تمام آن را بدون حمله به آن و يورش بر ساكنان آن به دست آورده است.
مهدى از شنيدن سخنان امام عليه السّلام متغير شد و آثار خشم بر چهره او نمايان گشت، زيرا امام عليه السّلام در قالب عبارتهاى ياد شده اعلام مىكرد كه تمام سرزمينهاى اسلامى از آنان به ستم گرفته شده است.
مهدى عباسى درحالىكه مىگفت: اين بسيار زياد است، ببينيم چه شود؟
راه خود را گرفت و رفت».[١]
موضعگيرى دوم: در اين مرحله، امام كاظم عليه السّلام به همبستگى شيعيان در جامعه اسلامى و وحدت آنان اهتمام بسيارى داشت، زيرا شرايط سخت حاكم بر جامعه، فرصتى مناسب براى نفوذ افراد ضعيف النفس و كينهتوز كه درصدد تخريب چهره و كيان شيعه برآمده بودند، فراهم آورده بود. برجستهترين اين پديدهها، مسأله خويشاوندى و محبوبيت و مقبوليت بود كه پايههاى حكومت خلفاى عباسى بر آن استوار گشته و مهمترين معيار و مقياس به شمار مىرفت.
از همينرو امام كاظم عليه السّلام موضعگيرى قاطعى در برابر مسأله خويشاوندى و قرابت از خود نشان داد. امام كاظم عليه السّلام به منظور پالودن كيان شيعه از هركژى و عناصر مضرّ به تشيع، بدون در نظر گرفتن علقه خويشاوندى هرچند كه پيوند، نزديك باشد، با عموى خود، يعنى «محمد بن عبد الله ارقط» قطع رابطه كرد و آن را در ملأ عام اعلان كرده، بدو اجازه نداد تا از خويشاوندى خود به عنوان ابزارى براى رسيدن به خواستهها و موقعيتهايى استفاده كند.
[١] . اصول كافى ١/ ٥٣٤ حديث ٢ و بحار الانوار ٤٨/ ١٥٦ زمخشرى در ربيع الابرار آورده است آنچه گفته شد از مهدى عباسى نبوده بلكه از هارون الرشيد بوده است. او به موسى الكاظم مىگفت فدك را بازستان ولى او( امام كاظم« ع») خوددارى كرده مىگفت اگر حدود فدك را تعيين كنم آن را پس نمىدهى چون هارون اصرار ورزيد[ امام] فرمود آن را بهطور كامل و با همان حدود مىگيرم. هارون گفت حدود آن به كجا مىرسد؟[ امام] فرمود ... در اين هنگام بود كه هارون ماجراى فدك را مسكوت گزارد و تصميم به كشتن موسى[ ع] گرفت. نك سبط ابن الجوزى تذكرة الخواص/ ٣١٤.