پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤١ - امام كاظم عليه السلام در زندان
سختگيرانه پدرش منصور را در پيش گيرد، حكومتش دستخوش تزلزل و نابودى خواهد شد، از همينرو تمام بنديان را آزاد كرد. مهدى سياست خود را در قالب اين عبارتها بيان مىكرد: «من سياست كردن به وسيله بخشايش را كارآمدتر از كيفر مىدانم و سلامت در سايه گذشت را بيشتر از سلامت در كيفر زود هنگام مىبينم. چون از حاكمى عطوفت خواسته شد و او دريغ ورزد، چون قدرت يابد درنگذرد، آنگاه كه پيروز شود نبخشايد و زمانى كه از او درخواست مهربانى شود مهر نورزد، دلها از او مىرمند. هر كس مهربانىاش كم شود و اقتدار و سركشىاش فزونى گيرد، شايسته و بايسته است كه منفور باشد و دشمنانش فراوان شوند».[١]
با اين حال مهدى عباسى وزير محبوب خود؛ يعنى «يعقوب بن داوود» را به دليل تمايلى كه به علويان و خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله داشت، مورد آزاد و شكنجه قرار داد. او پس از اينكه از گرايش وزير خود به علويان اطمينان حاصل كرد به او گفت: «ريختن خون تو بر من روا و آسان است و اگر ريختن خونت را مىخواستم چنين مىكردم»، سپس دستور داد تا او را تا پايان زندگى به زندان افكنند و اموال او را نيز مصادره كرد.[٢]
در صورتى كه وزير محبوب مهدى عباسى فقط به دليل تمايل و علاقهاش
[١] . تاريخ يعقوبى ٢/ ٣٩٩- ٤٠٠.
[٢] . حياة الامام موسى بن جعفر ١/ ٤٤٧- ٤٤٩. تاريخ يعقوبى ٢/ ٤٠١ درباره يعقوب مىگويد روشى زيبا و سرشتى پاك داشت كارهاى خير را دوست داشته فضل بسيار داشت و راهيافتهاى نيكو بود.
مهدى عباسى بر او خشم گرفت و به زندانش افكند و تا آخرين روز حيات مهدى همچنان در زندان بود.
مروج الذهب ٣/ ٣١٢ يعقوب را اينگونه توصيف مىكند يعقوب بن داوود سلمى از خاصان او( مهدى) شد و- برخلاف همگان- هر وقت كه مىخواست به ديدار مهدى مىرفت ... سپس او را در مورد فرزندان آل ابى طالب متهم كرد. يعقوب تا روزگار هارون الرشيد در زندان بود و سرانجام توسط هارون الرشيد آزاد شد. درباره او مطالب ديگرى نيز گفته شده است.