پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٢ - امام كاظم عليه السلام در زندان
به علويان چنين مورد خشم مهدى قرار مىگيرد، روشن است كه خليفه نمىتوانست در برابر امام كاظم عليه السّلام كه نام و دانش او زبانزد همگان شده، آفاق را پر كرده بود آرام بگيرد، چرا كه او استقرار و ادامه حكومت خود را تنها در بازداشت و زندانى كردن امام كاظم عليه السّلام مىديد و سرانجام سرشت ناپاك خود را آشكار كرد و امام عليه السّلام را به زندان افكند. مهدى عباسى با ديدن حضرت على عليه السّلام در عالم رؤيا (همانطور كه قبلا گفته شد) و خطاب دردآلود و غمگنانه حضرت به او و خواندن آيه فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ[١].
هراسان بيدار شده، امام را از زندان فراخواند و خواب خود را براى امام بازگفت. آنگاه از امام خواست تا خود و فرزندانش بر او نشورند، سپس سه هزار دينار به امام داد و او را به مدينه بازگرداند.[٢]
مهدى عباسى در سال ١٦٩ ق. هشت روز مانده از ماه محرم (٢١ يا ٢٢ ماه) در ٤٨ سالگى مرد. علت مرگ او را دو گونه ذكر كردهاند: نخست اينكه آخرين بارى كه براى شكار رفته بود وارد ويرانهاى شد. درب آن ويرانه به كمر مهدى ضربه وارد كرد و به مرگش انجاميد. دومين نقل اينگونه است كه يكى از كنيزكانش به مهدى عباسى زهر خوراند، چرا كه مهدى يكى از كنيزكان را بسيار دوست مىداشت و او را برگزيده بود و همين امر حسادت اين كنيزك را برانگيخت و او را به چنين كارى واداشت.[٣]
و بدين ترتيب روزگار مهدى به پايان رسيد. مهدى عباسى قبلا براى فرزندانش موسى و هارون به عنوان خليفه از مردم بيعت گرفته بود.
[١] . محمد( ٤٧) آيه ٢٢.
[٢] . تاريخ بغدادى ١٤/ ٣٠- ٣١ و المناقب ٤/ ٣٢٥.
[٣] . تاريخ يعقوبى ٢/ ٤٠١- ٤٠٦.