پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١١٦ - ويژگىهاى روزگار مهدى عباسى
نزديك شود».[١]
مهدى عباسى مبالغ هنگفتى براى كوچك و خوار كردن علويان هزينه كرد. شاعران و سودطلبان كه زمينه را مناسب مىديدند با دروغپردازى به هجو علويان پرداختند. از جمله آنان «مروان بن ابى حفصه» زنديق بود. او روزى بر مهدى وارد شده خطاب به او و به عنوان هجو علويان چنين سرود:
«اى فرزند كسى كه از ميان نزديكان خويشاوند، وارث و جانشين پيامبر شد.
وحى، نزاع ميان فرزندان دخترى و شما را پايان داد و ديگر جاى ستيز و نزاع نمانده است.
زنان را همسنگ مردان ارث نباشد كه سوره انعام در همين معنا نازل شده [و گواه آن] است.
چگونه و كجا نوادگان دخترى از عموها ارث مىبرند؟ اين امر، ناشدنى است».[٢]
مهدى براى قدردانى از او هفتاد هزار درهم به او داد تا او و ديگر همفكران او را در راهى كه در پيش گرفتهاند حمايت و تشويق كرده باشد.
چون امام كاظم عليه السّلام از سروده مروان باخبر شد به شدت آزرده خاطر گرديد. همان شب آوايى شنيد كه اشعارى در پاسخ اشعار مروان مىخواند، به
[١] . تاريخ بغداد ٢/ ١٩٣.
[٢] .
|
يا ابن الذي ورث النبي محمدا |
دون الأقارب من ذوي الأرحام |
|
|
الوحي بين بني البنات و بينكم |
قطع الخصام فلات حين مناص |
|
|
ما للنساء مع الرجال فريضة |
نزلت بذلك سورة الأنعام |
|
|
أنى يكون و ليس ذاك بكائن |
لبني البنات وراثة الأعمام. |
|