پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٠٦ - دهم امام باقر عليه السلام و آينده گروه صالح
پدرم هرچه بود به من سپرد، و كيفيّت اين مطلب به اين صورت بود كه چون وفات آن حضرت فرارسيد به من فرمود: «شاهدانى براى من حاضر كن»، پس من چهار شاهد حاضر كردم كه در ميان آنان نافع غلام عبد اللّه بن عمر نيز حضور داشت، سپس آن حضرت به من فرمود: بنويس: اين وصيّتى است كه يعقوب به فرزندان خود اين وصيّت را نموده است. اى فرزندان من، خداوند اين دين را براى شما برگزيده است. پس جز در حالت تديّن به اين دين و حالت مسلمانى نميريد، و محمّد بن على به فرزندش جعفر همين وصيّت را مىكند و به او وصيّت مىكند كه او را در بردى كه هميشه نماز جمعه را در آن مىخواند و پيراهنش كفن كند و عمّامه او را بر سرش بگذارد و قبر او را به اندازه چهار انگشت از زمين بالا آورده و در هنگام دفن بندهاى كفن او را بگشايد».
سپس به شهود گفت: برويد كه خداوند شما را رحمت كند.
به آن حضرت عرض كردم: اى پدر، اين وصيّت چيز مهمّى نداشت تا براى آن چهار شاهد بگيريد؟ آن حضرت فرمود: فرزندم، نمىخواستم پس از مرگم بر تو غلبه كنند و گفته شود كه او وصيّت نكرده است. من مىخواستم اين كار حجّتى باشد[١].
امام باقر عليه السّلام اين اميد را در دل اصحاب و ياران و همه افراد گروه شيعه وارد نموده و به آنها خبر نزديكى زوال حكومت بنى اميّه را دادند[٢].
و عملا هجده سال بعد از شهادت امام باقر عليه السّلام دولت اموى سقوط كرد و حكومت امويان به دست بنى عبّاس به پايان رسيد.
امام صادق عليه السّلام پس از پدر امر امامت را در دست گرفت و چنانكه مستشار عبد الحليم جندى او را توصيف كرده است: امام جعفر صادق ثمره يك قرن
[١] . الفصول المهمّه/ ٢٢٢، در كافى ١/ ٣٠٧ آمده است اين كار حجتى براى تو باشد.
[٢] . مناقب آل ابى طالب ٤/ ٢٠٣، الصّواعق المحرقه/ ٣٠٧.