پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١١٢ - عمر بن عبد العزيز
روان بيان مىكنى. امّا وقتى كه به ذكر على مىرسى مىبينم زبان تو به لكنت مىافتد، پدرم گفت: آيا متوجّه اين مطلب شدهاى؟ گفتم: بلى. پدرم گفت: اى پسر، اين كسانى كه در اطراف ما هستند اگر آنچه را ما از علىّ بن ابى طالب مىدانيم بدانند، از اطراف ما پراكنده شده و به سوى اولاد على مىروند.
هنگامى كه عمر بن عبد العزيز خلافت را به دست گرفت هيچ اشتياقى به مانند جلوگيرى از دشنامگويى به امام امير المؤمنين عليه السّلام در دنيا نداشت[١].
اين روش، اعجاب همگان را برانگيخت و مردم درباره عمر بن عبد العزيز بسيار نيكو سخن گفته و همواره از شجاعت كمنظير او در مخالفت با پدران سركش و ستمگر خود ياد مىكنند.
٢. نيكى كردن به علويان: حكومت اموى از بدو تأسيس همواره بنا را بر محروم نگهداشتن اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله از حقوقشان و فقير نگهداشتن خاندانهاى آنان گذاشته بود. تا آنجا كه همواره علويان و خاندان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله با فقر و محروميّت دست به گريبان بودند، امّا چون عمر بن عبد العزيز خلافت را به دست گرفت، بذل و بخشش بسيارى نسبت به آنان انجام داد. وى به حاكم يثرب نوشت كه: ده هزار دينار در ميان علويان تقسيم نمايد. حاكم مدينه در پاسخ عمر بن عبد العزيز نوشت: حضرت على عليه السّلام در بسيارى از قبايل قريش فرزندانى دارد. در كداميك از فرزندان او اين مبلغ را تقسيم كنم؟
عمر بن عبد العزيز به او نوشت: هنگامى كه نامه من به دست تو رسيد، مبلغ را در فرزندان حضرت على كه از فاطمه زهرا عليها السّلام باشند تقسيم كن كه ديرزمانى است كه حقوق آنها بديشان نرسيده است[٢]. و اين اوّلين صلهاى بود كه در
[١] . تاريخ ابن اثير ٤/ ١٥٤، حوادث سال ٩٩ هجرى.
[٢] . الامام محمّد الباقر عليه السّلام ٢/ ٤٧- ٤٨.